یک خاطره به یاد ماندنی،یک گفتگو ی خودمانی با رمضان زاده
خاطره یک تصادف ،بازخوانی یک گفتگو با رمضان زاده
وقتی خانم راننده ای پس از تصادف با عبدالله رمضان زاده، سخنگوی سابق دولت، حسابی گیر می دهد که باید افسر بیاید و تا حضور مامور، نباید سپر از سپر تکان بخورد، نتیجه این می شود که عبدالله رمضان زاده یک ساعت دیر به سر قرار می رسد و حساب کتاب ما به هم می ریزد…
وقتی راننده بخت برگشته پس از یک تصادف ساده، سخنگوی دولت اصلاحات را نمی شناسد و کلی تشر نثارش می کند نباید زود قضاوت کرد مانند فیلم های تین ایجری سینما، حرف و حدیثی در کار بوده و از این تصادف نقشه ای برای آشنایی در میان بوده بلکه می شود فهمید، رسانه معظم ملی در دوران هشت ساله خاتمی چقدر ناچیز سخنگویش را به تصویر کشیده که هشت ماه پس از پایان کار آن، شهروندانش، تبلیغاتی ترین مقام دولت را که به اقتضای شغلش بایستی بیش از همه دربرابر دوربین های تلویزیونی قرار می گرفت را نمی شناسند.
پس چندان بی جا نیست که وقتی مهجاد از رمضان زاده می پرسد مهمترین مانع بر سر راه دولت اصلاحات را طی هشت سال فعالیت چه می داند بدون کمترین تردید با صراحت پاسخ می دهد: صدا و سیما.
آقای رمضان زاده، دلتان برای تریبون سخنگویی دولت تنگ شده؟
اصلا و ابدا. هر وقت که من پشت آن تریبون قرار می گرفتم فشار خونم دوسه درجه بالاتر می رفت. گرچه من با تمام خبرنگاران دولت ارتباطی عاطفی داشتم اما دیگر هیچگاه پست سخنگویی را قبول نخواهم کرد.
در خانه ماهواره دارید؟
نه
هیچگاه ماهواره نداشتید؟
وقتی استاندار کردستان بودم در محل استانداری ماهواره داشتیم.
بی رودربایستی بگید چه کانال هایی رو تماشا می کردید؟
شبکه های خبری.
یعنی زبونم لال احیانا کانال های……
فقط الجزیره، بی بی سی، cnn و از این قبیل.
Sms های قشنگ که دریافت می کنید؟
تا دلتون بخواد.
قشنگترین sms که تا به حال در باره محمود احمدی نژاد گرفتید چه بود؟
اینکه پس از نامه احمدی نژاد به بوش، رییس جمهور آمریکا پاسخ داد حاجی من رو برای نماز صبح بیدار کن.
اینکه خیلی معمولی بود….
یکی دیگه هم هست که شما نمی تونید در وبلاگتون بنویسید….
چی؟
اینکه در پی نامه احمدی نژاد به رییس جمهور آمریکا، جرج بوش برای انجام مراسم ختنه سورون به ایران می آید.
باشه این رو اصلا نمی زنیم!!!
به عنوان آخرین سوال، وقتی غلامحسین الهام را در کسوت سخنگویی دولت در تلویزیون می بینید به چه فکر می کنید؟
به خودم افتخار می کنم که در دوران سخنگویی هیچگاه دروغ نگفتم!!!
راستی افسر راهنمایی و رانندگی حق را به رمضان زاده داد و خانم راننده به حکم قانون جریمه شد.
اردیبهشت 85 / منبع : چراغ های خاموش


