که آتش برآمد ز دریای آب …
در: جرس یادداشتی از : سارا زرتشت
30 آبان ماه ، سالرزو تولد ِ عبدالله رمضان زاده است . یعنی عبدالله درست روزی به دنیا آمده است که آبان و آذر به هم می رسند .
اوستا ، آب را آپ و آذر را آثر می نامد و در اساطیر ایرانی آپ فرشته ی نگهبان ِ آب است و آثر فرشته ی نگهبان ِ آتش . از این رو ، ایرانیان ماه هشتم سال را آبان و ماه نهم سال را آذر نامیده اند . یعنی آخرین روز آبان روزی است که » آتش از آب بر می آید » !
در فرهنگنامه ی دهخدا ، » آتش از آب بر آمدن « ، کنایه از » کاری عظیم پیش آمدن » است . فردوسی در شاهنامه ، هنگامی که می خواهد ، حضور ِ « رستم » را در مرزهای ایران ، به افراسیاب خبر دهد ، از این تعبیر استفاده می کند :
پس آگاهی آمد به افراسیاب که آتش برآمد ز دریای آب …
از ایران نهنگی برآمد بجنگ که شد چرخ گردنده را راه تنگ
تولد ِ عبدالله ، در این روز عجیب ، بهانه ای شد تا به یاد بیاوریم که امنیت ِ نسبی ِ مرزها ی غربی ایران و مشارکت ِ مدنی کردها در جمهوری اسلامی ایران ، بیش از هر کسی ، محصول ِ هنرمندی ِ عبدالله رمضان زاده است و پیش از عبدالله ، کسی نتواسته بود » این کار سخت » را به انجام برساند و » آتشی از آب برآرد « . از این بابت ایران و کردستان مدیون اویند .
افسوس ! این روزها ، آتش از آب ندانسنتن باب شده است . . عوام هم می دانند که آتش از آتش گل می کند و آتش را به آتش نتوان کشت . آیا پیش از آنکه آتش که به بیشه افتد و تر و خشک را بسوزاند ؛ بزرگی هست که آبی بر آتش زند ؟



