بایگانی

بایگانیِ دستهٔ ‘رمضان زاده به روایت راه سبز’

رمضان زاده بروایت جنبش راه سبز (جرس)

ژوئیه 19, 2009 3 دیدگاه
0755548d8058a004bfd8d420ec2848d4-300x150
 
عیدالله رمضان زاده
محل اسارت : تهران
تاریخ اسارت :
 23 خرداد 88

 

شبکه جنبش راه سبز (جرس): هنوز دیدن تصاویر خودروی شخصی عبدالله رمضان زاده پس از دستگیری مو بر تن آدمی راست می‏کند. اینکه شخصی که در دولتی از دولت‏های سی ساله جمهوری اسلامی به مقام سخنگویی دولت رسیده است چنین بی‏رحمانه با ضرب و شتم دستگیر شود که لکه‏های خون که از سر شکسته‏اش جاری شده بر در و پنجره خودرویش بپاشد و تا امروز هم خبری جز تحمیل فشارهای جسمی و روحی علیه از او نباشد، انبوهی از سوالات بی‏پاسخ را برای ما می‏آورد که او که بود و چه کرده بود.
تراژدی البته اینجا تمام نشده بود. عصر روز ۲۳ خرداد پس از جلسه اضطراری حزب مشارکت در مورد رویدادهای پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) در مسیر منزل به همراه فرزندش، عده‌ای لباس شخصی جلو اتومبیل دکتر رمضان زاده را می‌گیرند و با اسلحه وارد ماشین شده و بعد از شکستن شیشه‌های اتومبیل، وی را تهدید می‌کنند که همراه آنها برود. اما رمضان زاده از رفتن سر باز می‌زند و از آنها می‌خواهد که حکم بازداشت او را نشان دهند که در این هنگام این افراد پسر وی را از ماشین به بیرون پرت می‌کنند و با ضرب و شتم رمضان زاده سعی در بازداشت او داشتند که مردم متوجه می‌شوند و در اطراف اتومبیل جمع می‌شوند. بالاخره ماموران با ضرب و شتم وی و با شکستن سر او به وسیله اسلحه او را بدون داشتن هیچ گونه حکم قضایی با خود می‌برند و با اسپری فلفل به صورت پسر وی حمله می‌کنند.
عبدالله رمضان زاده که بود و چرا کودتاچیان را خشمگین کرده بود؟
عبدالله رمضان‏زاده در سال ۱۳۵۹ از دبیرستان هدف دیپلم ریاضی خود را گرفت. وی در سال ۱۳۶۱ پس از اتمام دوره سربازی که مصادف با بازگشایی دانشگاه¬ها بعد از انقلاب فرهنگی بود، در کنکور آن سال نمره عملی پذیرش در دانشگاه امام صادق(ع) را کسب کرد. و به سبب شرایط زمانی بعد از انقلاب اسلامی و دغدغه‌های مذهبی و انقلابی در رشته علوم سیاسی به عنوان اولین دوره دانشجویی وارد دانشگاه امام صادق شد. پس از اتمام دوره لیسانس و فوق لیسانس در دانشگاه امام صادق، در آزمون اعزام به خارج شرکت کرد و توانست رتبه دوم را كسب كند. وی برای ادامه تحصیل به کشور بلژیک اعزام شد و توانست طی مدت چهار سال مدرک دکتری خود را از دانشگاه لوون (Katholieke Universiteit Leuven) کسب کند.
عبدالله از ابتدای نوجوانی وارد فعالیت‌های انقلابی شد. هنگام ورود امام خمینی(ره) به تهران از محافظین امام بود. بعد از انقلاب به عضویت کمیته انقلاب اسلامی درآمد و چند بار هدف ترور گروهک‌های تروریستی قرار گرفت که جان سالم به دربرد، وی در سال ۱۳۶۲ ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نام‌های محمد (متولد ۱۳۶۸) و احمد (متولد ۱۳۷۱) شد. در هنگام جنگ با رژیم بعث عراق گاه می‌شد به همراه سه برادر خود همزمان در جبهه‌ها حضورداشته باشد. دیگر برادرانش هم جانباز شیمیایی و رزمنده بوده‏اند.
این اواخر، دکتر عبدالله رمضان زاده استاد دانشگاه تهران و قائم مقام دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی بوده است. او در دولت اول محمد خاتمی، استاندار استان کردستان و در دولت بعدی وی، دبیر و سخنگوی هیئت دولت بود و پیش از این رئیس اداره‌ طرح و برنامه‌ وزارت کشور و مدیر کل سیاسی وزارت کشور بوده است.
رمضان‏زاده و انتخابات
شاید ماجرا از روزهایی شروع شد که دکتر عبدالله رمضان زاده یک ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، تصمیم گرفت تا سلسله مسافرت‏هایی را آغاز کند و به بررسی و توضیح فضای انتخاباتی کشور بپردازد.
نتیجه این سفرها حدود ۴۰ سخنرانی و مناظره در استان ها و دانشگاه‌های مختلف کشور شدند که در آنها رمضان‏زاده با زبانی صریح و بی‏پروا انتقادات فراوانی را متوجه احمدی نژاد ساخت. ولی از همه اینها مهمتر و سرنوشت‎سازتر، سخنان تاریخی او پس از انتخابات و یک روز پیش از دستگیریش بود که ضربه آخر را زد و اقتدارگرایان را تا حدی خشمگین و وحشت‏زده ساخت به نحوی که دستگیریش هم از باقی زندانیان به نوعی وحشت‏آمیزتر و بی‏رحمانه‏تر بود.
او در سخنان خود اشاره کرده بود که «کودتاچیان» تصمیم گرفته‏اند که کشور را بفروشند و برخلاف ادعای خود در حال امتیاز دادن به خارجی‏ها هستند. رمضان‏زاده دستگیری خود و همفکرانش را نیز «وجه‏المصالحه» امتیاز به خارجی نامیده بود.
او ادامه داده بود:« گر یک حکومت داره یک چیزو به خارجی واگذار می‌کنه نتونه چهار تا دانشجو را بگیره چهار تا فعال سیاسی را بگیره چه جوری اسم خودشو می‌ذاره حکومت؟… دارن گاز را می‌فروشن به هندیا بدتر از قرارداد ترکمنچای همه جا را دارن به باد می‌دن خوب باید یک عده را هم بگیرن…..»
سناریویی که رمضان زاده ترسیم کرده بود به نظر منطقی می‏آمد. او با اشاره به شعر تاریخی برتولد برشت گفته بود: « ما وجه المصالحه شدیم، دوستان ما را، اگر ما بترسیم آزاد نمی‌کنن، بایستیم اختلافات را کنار بذاریم مثال برشت را یادتون باشه که اول کمونیست ها را می‌گیرن، بعد یهودیا را می‌گیرن، بعد لیبرال‌ها، بعد میان ما را می‌گیرن.»
 

او با مقایسه شرایط فعلی زمان قبل از انقلاب گفته بود: « دقیقا سال ۵۴ شاه همینجوری عمل می‌کرد پول نفت زیاد شده بود فکر می‌کرد با پول نفت هر کاری می‌تونه بکنه همه مخالفان را هم گرفته بود انداخته بود زندان بعدشم اعلام کرد هر کی با من نیست پاسپورت بگیره.»
سخنان مهم و تاریخی او این چنین پایان گرفته بود:« ما رو به خارجی نمیاریم مثل اینا، ما امتیازی به خارجی نمی‌دیم، اگر مقاومت کنیم این فنری که اونا دارن بهش فشار میارن که بشکننش می‌جهد، وقتی جهید مملکت را آزاد می‌کنیم، مقاومت کنیم این وسط پیروز ماییم.»
این روزها رمضان‏زاده کجاست؟
رمضان زاده از ۲۳ خرداد در زندان اوین و در بازداشتگاه ۲۰۹ در سلول انفرادی تحت بازجویی های سنگین قرار گرفته است. همچنین در این مدت به هیچ یک از اعضای خانواده رمضان زاده و همچنین وکلای وی اجازه ملاقات با وی را نداده اند. و هیچ یک از مراجع قضایی اتهام وی را مشخص نکرده اند و مسئولیت بازداشت وی را قبول نکرده اند.
برادرش نصرت الله رمضان‏زاده در نامه‏ای به او نوشته: « یک ماه دوری و بی‌خبری از تو ما را از خود بی‌خود کرده به ویژه نحوه دستگیری‌ات که همگی را، به ویژه پسر نازنین‌‌ات، محمدت و مردم نظاره‌گر خیابان سرباز با بهت و حیرت بر آن نگریستند، چنان زخمی بر روح‌مان زده است که بی‌تابیم!خدایا به تو پناه می‌بریم!»
او از قول یکی از دانشجویان برادرش عبدالله رمضان‏زاده سوالی را که این روزها همگان می‏پرسند آورده که « مگر می‌شود استاد دانشگاهی را هم اینگونه به بند و زندان برد؟»

ما هم هر روز در حیرت و بی‏خبری این سوال را از خود می‏پرسیم در حالیکه پاسخ را می‏دانیم ولی باز ادامه می‏دهیم: «واقعا چطور می‏شود؟ چطور؟»

منبعجنبش راه سبز (جرس )

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.