که آتش برآمد ز دریای آب …
یادداشتی از : سارا زرتشت
30 آبان ماه ، سالرزو تولد ِ عبدالله رمضان زاده است . یعنی عبدالله درست روزی به دنیا آمده است که آبان و آذر به هم می رسند .
اوستا ، آب را آپ و آذر را آثر می نامد و در اساطیر ایرانی آپ فرشته ی نگهبان ِ آب است و آثر فرشته ی نگهبان ِ آتش . از این رو ، ایرانیان ماه هشتم سال را آبان و ماه نهم سال را آذر نامیده اند . یعنی آخرین روز آبان روزی است که ” آتش از آب بر می آید ” !
در فرهنگنامه ی دهخدا ، ” آتش از آب بر آمدن “ ، کنایه از ” کاری عظیم پیش آمدن ” است . فردوسی در شاهنامه ، هنگامی که می خواهد ، حضور ِ “ رستم ” را در مرزهای ایران ، به افراسیاب خبر دهد ، از این تعبیر استفاده می کند :
پس آگاهی آمد به افراسیاب که آتش برآمد ز دریای آب …
از ایران نهنگی برآمد بجنگ که شد چرخ گردنده را راه تنگ
تولد ِ عبدالله ، در این روز عجیب ، بهانه ای شد تا به یاد بیاوریم که امنیت ِ نسبی ِ مرزها ی غربی ایران و مشارکت ِ مدنی کردها در جمهوری اسلامی ایران ، بیش از هر کسی ، محصول ِ هنرمندی ِ عبدالله رمضان زاده است و پیش از عبدالله ، کسی نتواسته بود ” این کار سخت ” را به انجام برساند و ” آتشی از آب برآرد “ . از این بابت ایران و کردستان مدیون اویند .
افسوس ! این روزها ، آتش از آب ندانسنتن باب شده است . . عوام هم می دانند که آتش از آتش گل می کند و آتش را به آتش نتوان کشت . آیا پیش از آنکه آتش که به بیشه افتد و تر و خشک را بسوزاند ؛ بزرگی هست که آبی بر آتش زند ؟
جشن تولد سخنگوی دربند دولت اصلاحات با حضور روزنامه نگاران
جمعی از روزنامه نگاران شنبه شب در جمع خانواده عبدالله رمضان زاده حاضر شدند تا 47 سالگی تولد او را در غیاب سخنگوی دولت اصلاحات که این روزها در بند است گرامی دارند.
به گزارش خبرنگار جرس در این جشن تولد مادر عبدالله رمضان زاده با تشکر از حضور روزنامه نگاران آرزوی آزادی فرزند خویش ودیگر زندانیان سیاسی را کرد. همچنین نصرت رمضان زاده برادر عبدالله در گزارشی از آخرین وضعیت برادرش در جمع بیان داشت که ملاقات های خانوادگی این پنج شنبه هم صورت گرفت ولی در این هفته برخلاف گذشته نشانه های ضعف بدنی ونا خوشی را در صورت عبدالله ما دیدیم در مقابل اصرار ما چیزی نگفت اما آشکاربود وضعیت جسمی اش مساعد نیست .
در این مراسم همچنین روزنامه نگاران با برشمردن صفات ویژه دکتر رمضان زاده چه در مقام استاندار کردستان(طی سالهای 80 تا84) که سطح رفاه وزندگی را دراین استان برخلاف گذشته ارتقا بخشید ومیل وامید به زندگی را بالا برد چه در مقام سخنگویی تاکید داشتند.یکی از حاضرین در توضیح این خصوصیات گفت :پاسخگو کردن نهاد قدرت و داشتن سخنگو برای دولت ودیگر نهادها از اقادامات رمضان زاده بود که به صورت یک موج همه گیر دیگر نهادهای حاکمیتی را نیز در برگرفت. همچنین این خبرنگار شفافیت وشجاعت از ویژگی های بارز عبدالله رمضان زاده بر شمرده شد.
یکی دیگر ازخبرنگاران حاضر در این جمع نیز گفت : رمضان زاده بین خود وخبرنگاران هیچ فاصله ای احساس نمی کرد وخود را از خانواده آنها می دانست چه در زمان سخنگویی دولت وچه زمانی که خارج از دولت بود برای گفت گو و مصاحبه آماده بود و به جرات میتوان گفت همیشه حرفی برای گفتن داشت ضمن اینکه کمتر سعی می کرد افکار عمومی را در ابهام قرار دهد و در بیان آنچه می دید اهل پرده پوشی نبود واین شجاعت وقدرت بیان برای بسیاری که او را دربند کرده اند خوشایند نبود واز همین رو همواره دنبال فرصت برای برخورد با وی بودند.
گفتنی است عبدالله رمضان زاه از روز 23 خرداد در زندان است و در زمان دستگیری در خیابان سرباز تهران علیرغم حضور فرزندش مورد ضرب وشتم ماموران قرار میگرد به طوریکه سرش می شکند وصورتش نیز زخمی میشود.همچنین به صورت پسرش نیز گاز فلفل زده می شود.
چند پیشنهاد به بازجوی رمضانزاده
—————————————————————————————————————————————
آقای بازجو ! رمضانزاده در بین نسل جوان به شدت محبوب بود و در دانشگاه برای اینکه دانشجویان با او کلاس بگیرند رقابتی همیشه در جریان بود. در حزب مشارکت به جرات میتوان گفت محبوبترین است. … ما زیاد به رمز این عزیز بودن پی نبردیم، شما اما میتوانید با دقت بیشتری بر روی شخصیت او، راز این محبوبیت زیاد را کشف کنید، چرا که نه؟ گریزی نیست، بالاخره کاری که شما امروز انجام میدهید بخشی از سرنوشت ما است… اما این را سخت مطمئنم که اگر اینگونه او را به زیر ذره بین شناختتان ببرید، روز آخر مانند برخی دیگر ازهمکارانتان از او حلالیت میطلبید، البته اگر تاکنون نطلبیده باشید.
————————————————————————————————————————————————–
یادداشتی خواندنی از : مهدی افشار نیک
بازجویی و خبرنگاری در دو افق متفاوت سیر میکنند اما در پرسشگری با هم یکسانند، هر چند آن برای پرونده و محکمه و قضاوت یا بهپا کردن شوی تلویزیونی میپرسد و این برای روشن شدن افکار عمومی و انتشار. اما در یک نقطه با هم مشترکند البته با ماهیتی بسیار متفاوت. این چند خط شاید کمکی است برای آقای بازجویی که به راحتی میتواند عبدالله رمضانزاده، عبدالله مومنی، احمد زیدآبادی، محسن میردامادی، مصططفی تاجزاده و … را به اطاق تاریک بازجویی بکشاند و از پیچیدهترین مسایل تا سادهترین امور سوال بپرسد و صفحهی کاغذی بخواهد که سیاهه شود. او که در آن دیوارها و اطاقها گویی مطلق است.
آقای بازجو، یکی از آن زندانیان شما، تاکید میکنم یکی از میان آن همه، روزگاری نه خیلی دور (تا همین 4سال پیش) سخنگوی دولت جمهوری اسلامی بود. از نظر شما نمیدانم بدحادثه یا خوش واقعه بگوییم، رسم سخنگو داشتن و پاسخگو بودن را چنان در حاکمیت جمهوری اسلامی او جا انداخت که قوهقضاییه و شورای نگهبان نیز به تریبون ساختن و داشتن روی آوردند که حتی این روزها سخن از سخنگو داشتن بیترهبری نیز در میان است. این موج یا خوره را رمضانزاده راه انداخت یا به جان همه نهادهای تصمیمساز انداخت.
البته تنها این نبود، او پای خبرنگاران را به حیاط دولت باز کرد تا هر هفته رییس جمهور و دیگر وزرا را به چالش بگیرند لطفا با این روزهای حیاط دولت مقایسه نکنید، حضور خبرنگاران درچهارشنبههای اصلاحات، واقعا برای وزرا تونل دردسر شده بود، وزیر اطلاعات عموما از آن در پشتی میرفت، دیگری نماز و نهارش را آنجا میخواند و میخورد تا خبرنگارن بروند، دیگری وقتی میآمد که آقای خاتمی بیرون میزد تا بچهها مشغول صد باشند و از نود غافل، که راحت برود. بااین رزوها که وزرا چونان راهپیمایی در پارک قدم میزنند وهرچه میخواهند بیدغدغه میگویند، آقای بازجو باور کن فرق داشت و دارد.
جناب آقای بازجو؛ خبرنگاران دولت بین سالهای 80 تا 84 جسارت بالایی داشتند، در حرفه خبرنگاری به اعتماد و اتکایی به نفس رسیده بودند که با همکاران خارجی خویش رقابتی به معنای کامل داشتند. هم خبرگیرهای قهاری بودند هم پرسشگرانی قابل، مهارت این را داشتند از دهان رییس مملکت حین سوارشدن به ماشین خبر بیرون بکشند، از گفتههای ساده موسوی لاری گزارش میساختند. وقتی برایشان روبان و خط میگذاشتند اعتماد به نفس “نه” گفتن و تعطیل کردن کار را داشتند. با وزیر نظامی کابینه با شوخی و خنده کلام خبر میساختند.
آقای بازجو؛ یا جناب کارشناس، این که جامعه خبری یک کشور بالنده و پویا باشد از شاخصهای مهم توسعه یافتگی آن کشور است، هر چند شما و دوستانتان این را مخل امنیت ملی و عمومی میدانید و به هر بهانهای پی بستن روزنامهای منتقد هستید. اما دولت اصلاحات به جامعه خبری کشور کمک بزرگی کرد، به آنها جسارت پرسش را داد و رمضانزاده نقش کلیدی در این میان داشت. او یک کلاس عملی فراهم آورده بود تا خبرنگاران حوزه دولت خود را در پرتو تحولات مهم بسازند، این فقط یک نظر نیست یک توافق است که پای آن خبرنگاران فارس، کیهان و رسالت هم میایستند.
به پروندهاش این را نیز بیافزایید که چهار سال خبرنگار رسالت در هر جلسه از چیزی به نام “آردهای کردستان” سوال میپرسید، دکتر در ابتدا بیشتر میخندید، ولی وقتی رفت سر موضع، گفت که ما از رسیدگی دستگاه قضایی به این موضوع به شدت استقبال میکنیم، آقای بازجو سوال از دستگاه قضایی را به ما واگذارید اما شما از او بپرسید که چرا فاشتر از فساد نگفت، چرا این شائبه که مساله به استانداری سابق کردستان بر میگشت را باز نکرد؟ البته شما نیک میدانید که چرا او چنین نکرد، چرا که او خود را سخنگوی همه جمهوری اسلامی میدانست و پشت تریبون همه را یکسان میدید. حتما این روزها گرفتاریتان خیلی زیاد است، اما شما اگر این مساله آرد کردستان را که دیگر برای روزنامه رسالت جذابیتی ندارد روشن کنید در کارنامه کاری خود نکتهای درخشان از داشتن انصاف و مروت ثبت کردهاید.
آقای بازجو، رمضانزاده مظهر تلفیق بود. خیلیها شاید بگویند تناقض، اما بیایید یک کم مثبت باشیم در این روزها. همه میدانیم رمضانزاده در خط مقابل محافظهکاری بود، اما جالب آنکه برای آقای مهدویکنی احترام زیادی قائل بود، ابایی هم نداشت که بگوید حاج آقا استاد اخلاق ما است. برای ما که جوان بودیم کمی عجیب میزد، بعدها دیدم گویی فقط برای ما عجیب نیست که بزرگترها نیز از این رفتارها ندارند. شخصیت مرکب و پیچیده داشتن اصولا در این کشور به نفاق تعبیر میشود. شما را نمیدانم آقای بازجو اما بسیاری از دوستانتان را من دیدم که این چنین ترکیبی را نفاق و تزویر میدانند. از نظر آنها اگر کسی مراد آدم در اخلاق باشد حتما در سیاست هم باید آقا و سرور آدم باشد. رمضانزاده اینگونه نبود، نمیدانم شما به این رفتار چه نامی میدهید، اما پرسیدن از خودش که برای شما کار سختی نیست، به برکت زندان! وقت هم بسیار است!
آقای بازجو ! رمضانزاده حجم نگفتنهایش بسیار بیشتر از گفتههایش بود. برخی اوقات مانند دیگران وعده به گفتن برخی ناگفتهها میداد. اما در آن چهار سال به آن عمل نکرد، مثلا چندین بار گفت ما امیدواریم مساله پرونده وبلاگنویسان برای افکار عمومی باز شود اما به روشنی هیچ گاه باز نشد. وبلاگنویسان از دوستان ما بودند و پی گیری وضعیت آنها هم وظیفهای حرفهای بود هم اخلاقی. اما رمضانزاده از زوایای پشت پرده و آماده شدن انتخاباتی برخی و جا پا سفت کردنشان بین امنیتیها سخنی نگفت و وقتی هم ما این گمانهها را با او در میان میگذاشتیم باز هیچ نمیگفت که اگر میگفت سیاسیت را سرنوشتی دیگر رقم میخورد.
آقای بازجو ، بسیاری از آن بچهها بر این اعتقادند که کوتاه آمدن و رعایت برخی ملاحظات از سوی رمضانزاده و دوستانش موجب جریشدن تندروها (راستهای بنیادگرا) در کشور شد، خودش میگفت من این نظام را دوست دارم و برای آن زحمت کشیدم و میکشم. حقیقتا ما رمز این علاقه را که این روزها ظاهرا یک طرفه است را اصلا نفهمیدیم، شما حداقل این روزها این فرصت را دارید که بفهمید واگر لازم بود مانند اعترافات دیگران این را نیز پخش کنید.
آقای بازجو ، رمضانزاده در بین نسل جوان به شدت محبوب بود و شک ندارم که امروز بر این محبوبیت بسیار افزوده شده است. در دانشگاه برای اینکه دانشجویان با او کلاس بگیرند رقابتی همیشه در جریان بود. در حزب مشارکت به جرات میتوان گفت محبوبترین است. اما نه باند باز است، نه اهل نوچه پروری. برای کسی هم در خیابان اسکندری آپارتمانی نخریده. ما زیاد به رمز این عزیز بودن پی نبردیم، شما اما میتوانید با دقت بیشتری بر روی شخصیت او، راز این محبوبیت زیاد را کشف کنید، چرا که نه؟
گریزی نیست، بالاخره کاری که شما امروز انجام میدهید بخشی از سرنوشت ما است. کاری هم به مبارک بودن یا شوم بودن آن نداریم، حال که سرنوشتمان این است ما به شما کمک میکنیم تا رمضانزاده را بیشتر بشناسید اگر صداقتی در کار باشد. اما این را سخت مطمئنم که اگر اینگونه او را به زیر ذره بین شناختتان ببرید، روز آخر مانند برخی دیگر ازهمکارانتان از او حلالیت میطلبید، البته اگر تاکنون نطلبیده باشید.
منبع : موج سبز آزادی
قطعه ای ادبی برای رمضان زاده
از: فرزام مجتبایی
حق با ما بود
پس فریاد شدیم
- چون سیلی خروشان -
در همه جای ایران
جاری شدیم.
تاختیم و تاختیم و تاختیم…
تخت پادشاهی ،شاهان را
از پایه لرزاندیم.
سنگی عظیم
پیش پایمان انداختند
ما از سنگ هم گذشتیم.
دیگر سنگ که هیچ،
هزاران دیوار هم جلودارمان نیست.
نیرویی افسانه ای
تلفیقی از تجربه و ایمان بر دوش داریم
می تازیم و می تازیم و پیروزیم
منبع : موج سبز آزادی
کیست که رمضان زاده را بشناسد و نداند ..
جمعی از اصلاح طلبان تبریز در نامه ای خطاب به لاریجانی، رییس قوه قضاییه آزادی عبدالله رمضان زاده، سخنگوی دولت اصلاحات و قائم مقام دبیرکل جبهه مشارکت را خواستار شدند. رمضان زاده نزدیک به 5 ماه است که همراه با دیگر سران احزاب اصلاح طلب در زندان کودتا اسیر است.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:

ریاست محترم قوه قضاییه، حضرت آیت ا.. لاریجانی
با سلام و احترام
اکنون که بعد از گذشت 5 ماه بر مبنای اخبار منتشره در آستانه برگزاری دادگاه تنی چند از دیگر یاران دربند از جمله اندیشمند فرهیخته، سیاستمدار هوشمند، استاد برجسته دانشگاه و انسانی پاک و متقی و وارسته چون جناب آقای دکتر عبدالله رمضان زاده قرارگرفته ایم، دفاع از مظلومیت، بی گناهی ایشان و رعایت حق و انصاف را وظیفه دینی، ملی، انسانی و انقلابی مشترک شما و خود می دانیم.
حضرت آیت ا… لاریجانی
امروز فراتر از شگفتی، تعجب و ناباوری، جای بسی تامل، درنگ و غور است که جمهوری اسلامی منادی انسانیت، آزادگی، عدالت و کرامت انسانی درگذر از کدام فراز تاریخی و بر اساس کدام مصلحت و انتظار چه دستاورد بزرگ اجتماعی و سیاسی، فرزندان پاک، خدوم و مخلص خود چون دکتر رمضان زاده را در بند و دادگاه به نظاره نشسته است ؟! کسانی که سالیان سال پویایی و نشاط حیات سیاسی و آگاهی های عمومی جامعه ما، مرهون حضور فعال، پرتلاش و اثرگذار آنان بوده و نقادی های دلسوزانه و قانونی از دولت، توام با دفاع اصولی از جمهوریت و اسلامیت نظام توسط آنان، همواره دوام و استحکام امنیت سیاسی کشور را، به تبع افزایش مشارکت مردمی در پی داشته است.
حضرت آیت ا…
امروز کیست که نگاهی ولو گذرا به حوزه های عملکرد سیاسی، اجرایی و علمی کشور انداخته باشد و در آن اثرات مفید اندیشه و خدمات ارزنده و درخشان ایشان را مشاهده ننموده باشد. هنوز با گذشت سالیان مدید، استان و خطه دلاور کردستان اثرات خدمات و اقدامات پردامنه رمضان زاده را به هنگام تصدی مسئولیت استانداری کردستان چه در عرصه امنیتی و سیاسی و چه در عرصه عمرانی بر جغرافیای منطقه خود پرنقش می بیند و حلاوت شیرینی آنرا می چشد. امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور را چه اقدامی بالاتر و اثرگذارتر از افزایش اعتماد مردم کردستان به حاکمیت، تضمین می کند؟ چه اقدامی بیشتر از گسترش امنیت منطقه، سرمایه گذاری و ایجاد زمینه های رشد و توسعه، شبکه های درمانی وبهداشتی، اصلاح سیستم مواصلاتی و راههای استان مزبور به افزایش امنیت اجتماعی منجر میشود؟ و اینها حداقل خدمات مورد تقدیر مردم دوست داشتنی آن سرزمین رنج کشیده و رنج دیده تاریخ کشوراست که می توان در این مجال برشمرد.
کیست که رمضان زاده را بشناسد و نداند که او از دوران جوانی به عشق ایرانی آباد و سربلند و از سر دینداری پای در رکاب انقلاب گذاشته و از حضور در تیم محافظان امام ( ره) به هنگام ورود ایشان به کشور تا حضور مداوم در جبهه، کسب توانایی های علمی، اخذ درجه دکتری و استادی دانشگاه، پذیرش مسئولیت های مهم در وزارت کشور از جمله ریاست اداره طرح وبرنامه و مدیریت اداره کل سیاسی، استانداری کردستان، سخنگویی و دبیری هیئت دولت، همواره با اخلاص و وطن دوستی به خدمت این ملت کمر همت گمارده است .
حضرت آیت ا…
کیست که ارزش فعالیت ها، سخنرانی ها و مواضع عبدالله را در دفاع از حقوق اقوام در کنار پایبندی به تمامیت و وحدت سیاسی و ارضی کشور، تحکیم وحدت ملی درعین کثرت فرهنگی بداند و به دیده تحسین در وی ننگرد. آذربایجانی ها همیشه کسانی را که در راه احقاق حقوق ملت و نیز اقوام مختلف (در چارچوب ایرانی آباد و آزاد و سربلند) پایمردی می کنند، قدر می دانند و دکتر عبدالله رمضان زاده از جرگه این رادمردان است.
حضرت آیت ا…
امروز به جوانان این کشور باید حق داد اگر از ما پرسیدند به امید چه روزی و به ارمغان چه پاداشی باید مسئولیت سنگین علمی و اجرایی کشور را به دوش بکشیم، آنجا که سرمایه های بزرگ انسانی ما این چنین در گوشه زندان ومحکمه، عمر سپری می کنند و پاسخگوی گناهان ناکرده خود هستند. ما، جمعی از دوستان اصلاح طلب دکتر رمضان زاده در تبریزهمان گونه که در ابتدا اشاره رفت، به حکم وجدان عمومی جامعه و وظیفه انسانی، خواهان آزادی وتبرئه ایشان و سایر عزیزان دربند بوده و بیشتر از این را به صلاح کشور نمی دانیم و اکنون بر شماست که بر مسند بالاترین مقام قضایی کشور نشسته و داعیه عدالت گستری دارید، به عدالت رفتار نمایید که روز قیامت نزدیک است.
جمعی از دوستان اصلاح طلب دکتر رمضان زاده در تبریز
منبع : نوروز
خدمات رمضان زاده در کردستان : مزدی به نام ِ بند
یادداشتی از : احسان هوشمند
“حدود دو ماه از دستگيری تعداد زيادی از فعالان سياسی وابسته به احزاب و جريانهای اصلاحطلب همچون اعضای حزب مشارکت، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، نيروهای ملی و مذهبی، کارگزاران سازندگی و ادوار تحکيم میگذرد. بسياری از دستگيرشدگان تجربه سالها مسووليتهای سياسی، اجرايی و قانونگذاری را در کارنامه خود دارند و گروهی ديگر نيز تجارب زيادی در حوزه امور علمی، دانشگاهی، فرهنگی يا مطبوعاتی دارند. برخی نيز چون دکتر احمد زيدآبادی در کنار تجارب مطبوعاتی و سياسی دورههايی از بازداشت و زندان را تجربه کردهاند.”
بازداشت این تعداد از فعالان سیاسی پس از اعلام نتایج انتخابات 22 خردادماه صورت گرفت. بسیاری از این افراد با گذشت دو ماه از بازداشت در مکان های نامشخص هنوز امکان برخورداری از وکیل و سایر حقوق قانونی را نداشته و حتی در این مدت از امکان ملاقات با اعضای نگران خانواده هایشان از بسیاری از حقوق انسانی محروم بوده اند، پیگیری خانواده ها، مجامع حقوق بشری و حتی برخی شخصیت های سیاسی نیز نتوانسته تاثیر چندانی بر این روند داشته باشد، هر چند این دست از بازداشت ها در ایران دارای تشابهاتی با بازداشت گسترده نیروهای ملی و مذهبی و نهضت آزادی در سال های گذشته است که در نهایت پس از بازداشت چندماهه این افراد به آزادی آنان منجر شد، این تجربه موجب می شود امیدوار بود بازداشت این افراد هم در نهایت همچون تجربه پیشین به آزادی تمام بازداشت شدگان ختم شود،
بازداشت شدگان هریک به دلایلی می توانند و باید مورد توجه شهروندان این مرز و بوم قرار گیرند. یکی چون زیدآبادی قبل از هر رویدادی همچون تجمعات 25 خرداد و روزهای پس از آن بازداشت می شود. دیگری مانند میردامادی که رئیس کمیسیون امنیت ملی یک دوره از مجلس بوده و هم اکنون دبیر کل یک حزب سیاسی است و دیگری همچون حجاریان به دلیل عوارض سنگین ترور حال و روز چندان مناسبی ندارد و البته یکی دیگر همچون تاج زاده هنوز معلوم نیست در کجا بازداشت شده است، در این نوشتار در کنار تمام زندانیان پس از انتخابات دکتر عبدالله رمضان زاده مورد توجه راقم سطور قرار دارد.
عبدالله رمضان زاده استاد علوم سیاسی مهم ترین دپارتمان علمی کشور یعنی دانشگاه تهران و قائم مقام دبیرکل حزب مشارکت ایران اسلامی است. او زاده یکی از شهرهای استان کردستان و دانش آموخته علوم سیاسی در حوزه مطالعات قومی از بلژیک است. عبدالله رمضان زاده در دهه 60 مدیرکل سیاسی وزارت کشور و در دولت اول اصلاحات یعنی از سال 1376 تا 1380 چهار سال استاندار استان کردستان و در دولت دوم اصلاحات یعنی از سال 1380 تا 1384 سمت سخنگویی و دبیری دولت جمهوری اسلامی را برعهده داشت. رمضان زاده تنها کردی از استان کردستان است که در دولت جمهوری اسلامی این امکان را یافته تا این مدارج ترقی را طی کند، دوران مسوولیت رمضان زاده در استان کردستان هم به رغم فراز و فرود ها یکی از ماندگارترین تجارب مدیریتی در استان کردستان پس از انقلاب محسوب می شود.
بعد از درگیری های خونین اوایل انقلاب در استان کردستان و گسترش شکاف دولت و ملت، نخبگان کرد در استان کردستان خسارات سنگینی را متحمل شدند. گروهی از این افراد به احزاب سیاسی پیوستند و گروهی در مقابله با گروه اول به نهادهای نظامی حاکمیت پیوستند و از میان هر دو گروه تعداد زیادی در درگیری های سیاسی کشته شدند. گروهی دیگر که کمتر انگیزه های سیاسی داشتند با روی آوردن به تحصیل یا اشتغال مسیر دیگری در پیش گرفتند. در اثر این درگیری ها خسارات سنگینی هم متوجه زیرساخت ها و روند توسعه استان شد. رتبه استان کردستان در بسیاری از شاخص های توسعه بعد از سیستان و بلوچستان به آخرین رتبه در میان استان های کشور تنزل یافت،
حضور عبدالله رمضان زاده در قامت استاندار کردستان کارکردهای متعددی داشت. از سویی تقویت اعتماد به مردم کرد و ترمیم بخشی از شکاف دولت و ملت در این منطقه از نتایج این انتخاب بود چرا که یکی از شهروندان کرد در استان کردستان مسوولیت استانداری را قبول کرده بود. با حضور رمضان زاده برای نخستین بار پس از دولت موقت، نیروهای بومی و به ویژه اهل سنت این امکان را یافتند تا در مناصب مدیریتی چون معاون استاندار، فرماندار، مدیرکل برنامه و بودجه، راه، صنایع و… سهمی در اداره استان به دست آورند.
تا پیش از رمضان زاده حتی یک فرماندار کرد سنی مذهب در استان کردستان حضور نداشت، اما با حضور وی این سد شکسته شد و فرمانداران متعددی از نیروهای بومی در مصدر امور قرار گرفتند. همچنین با حضور رمضان زاده استان کردستان از وضعیت نظامی به حالت انتظامی تغییر موقعیت داد و گسترش امنیت در کردستان موجب گسترش سرمایه گذاری و ایجاد زمینه های بیشتر برای توسعه منطقه شد. برگزاری دو جلسه هیات دولت درباره استان کردستان هم موجب جهش و رشد بی سابقه بودجه های عمرانی استان شد.
تاسیس صدها شبکه بهداشت و درمان روستایی، مدرسه در مناطق روستایی، برق دار شدن تقریباً تمام روستا های بالای 20 نفر استان کردستان، اصلاح سیستم مواصلاتی و راه های روستایی در کردستان و تصویب ساخت آزادراه کرمانشاه و همدان و نهایتاً به آذربایجان غربی و گسترش راه آهن همدان به سمت سنندج، و تصویب ساخت فرودگاه سقز از جمله دستاورد های این دوره محسوب می شود هرچند در دولت بعد برخی از این پروژه ها مورد توجه مسوولان قرار نگرفتند. در کنار این تحولات در حوزه های فرهنگی هم رویداد های مثبتی در کردستان رخ داد که از آن جمله می توان به فعالیت نشریات بومی و محلی اشاره داشت. رمضان زاده در این ایام نمادی از توجه دولت به مردم استان کردستان و تغییر نگرش به مسائل منطقه محسوب می شد. گسترش امید به آینده در میان مردم کرد و نیز نخبگان منطقه از نتایج وضعیت تازه بود. هر چند در این مسیر چالش ها و مشکلات پیچیده یی وجود داشت.
در هر حال رمضان زاده در این سال ها و سپس در زمانی که سخنگویی دولت را برعهده داشت زمینه ساز توجه بیشتر دولت به مسائل و مشکلات مردم استان کردستان شد… اما این روزها به زودی سپری شد. در وصف اوضاع این روزهای استان کردستان یکی از نشریات اروپایی با انتشار گزارشی تیتر کردهای خوشبخت را برای مردم استان کردستان در مقایسه با وضعیت سایر کردها در کشورهای عراق و ترکیه برگزیده بود،
مجموعه حوادث در آستانه انتخابات مجلس هفتم موجب شد در این انتخابات و انتخابات بعدی یعنی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مشارکت مردم در استان کردستان به کمترین میزان در سال های پس از انقلاب برسد، نگرانی مردم منطقه از تحولات کشور در این انتخابات خود را نشان می دهد، رمضان زاده با توجه به تجربه انتخابات گذشته در انتخابات اخیر یعنی دهمین دوره ریاست جمهوری بخشی از فعالیت خود را متوجه مناطق کردنشین و به ویژه استان کردستان می کند.
وی و دوستانش از هر تلاشی برای جلب مشارکت مردم منطقه استفاده می کنند. حضور وی در بخش عمده یی از شهرها و حتی بخش های استان کردستان بی گمان سهم مهمی در جلب اعتماد و بالا بردن تمایل مردم استان برای شرکت در انتخابات اخیر داشت. با سخنرانی های متعدد در سنندج، سقز، مریوان، بانه، قروه، بوکان و حتی شهرهای کوچک تری چون دهگلان و… سهم عمده یی در بالا بردن مشارکت مردم کردستان در انتخابات اخیر ایفا می کند. مراسم تاریخی عصر 20 خردادماه با حضور هزاران کرد سنندجی و شهرهای اطراف سنندج بخشی از نتایج زحمات افرادی چون رمضان زاده بود، آری به یکباره مشارکت در کردستان در انتخابات اخیر بین دو و نیم تا سه برابر رشد می کند یعنی 250 تا 300 درصد رشد، این حاصل زحمات کسانی چون رمضان زاده است.
آیا برای کسب این موفقیت رمضان زاده انتظار داشت مزدی به نام بند و زندان دریافت کند؟ آیا مردم این شهرهای مرزهای شمال غرب و غرب کشور (رمضان زاده در جریان تبلیغات ریاست جمهوری اخیر در حداقل 50 شهر کشور سخنرانی کرد،) می دانستند برای شنیدن سخنان استاد دانشگاهی حاضر شده اند که چند صباح بعد به زندان می رود؟ کم نبودند از مردم کوچه و بازار که تنها دلیل مشارکت شان در انتخابات را همین تلاش ها می دانستند، اما هنوز چند شبانه روز از انتخابات نگذشته بود که مردم کردستان شنیدند رمضان زاده برای انقلاب مخملی نیندیشیده و ناکرده، در خیابان پس از ایراد ضرب و شتم بازداشت می شود،
امروز رمضان زاده در زندان به سر می برد. مهم نیست که اتهام او چیست بلکه از نظر مردم او به عنوان یک ایرانی میهن دوست و یک کرد فرهیخته که مظهر سال ها خدمت از دل و جان بود پاداشی مناسب خدماتش در کشور و به ویژه در استان کردستان دریافت نکرد، از نظر مردم به ویژه شهروندان کرد زندان سزاوار خدمتگزارانی چون رمضان زاده نیست. امروز مردم کردستان واقع بینانه انتظار ندارند وزیر کرد سنی مذهب یا استاندار بومی داشته باشند، امروز مردم تنها و تنها انتظار دارند با فرزندان شان به ویژه آنانی که سهمی در خدمت به کشور و منطقه را در کارنامه خود دارند با عدالت و به گونه یی انسانی رفتار شود، هنگام بازداشت مورد ضرب و شتم قرار نگیرند، در زندان از حقوق انسانی برخوردار باشند، تفهیم اتهام شوند، وکیل خود را ملاقات کنند، خانواده هایشان از وضعیت عزیزان شان خبر داشته باشند و فرصت ملاقات از آنان دریغ نشود، اگر تنها نخبه کرد که امکان انتخاب به عنوان استانداری و سخنگویی دولت را در 25 سال اخیر به دست آورده، اگر او سهمی در افزایش مشارکت سیاسی مردم استان کردستان در کارنامه خود دارد، اگر وی نقشی در شتاب گرفتن روند توسعه این استان و از بین بردن بخشی از مشکلات و مسائل بغرنج مردم محروم این منطقه ایفا کرده است و اگر نتیجه تلاش های او منجر به این شده باشد که خون کمتری در استان کردستان جاری شود، حق این نبود که این گونه با رمضان زاده رفتار شود. به تعبیر زیبای شاهنامه جاودان :
چنین بود پاداش رنج مرا به آهن بیاراست گنج مرا
منبع : اعتماد
به یاد سردار ِ آرام
برخی خبرها را هرجا که باشی و بشنوی دردناک است و باعث می شود انسان درد خود را فراموش کند! خبر شهادت سردار نورعلی شوشتری ، فرماندهان منطقه ای سپاه و جمعی از مردم سیستان و بلوچستان از آن خبرهای دردناک بود . به عنوان کسی که از یک سو ، سال ها بود که سردار شوشتری را می شناختم و از سوی دیگر دغدغه 20 سال اخیر من مسائل مربوط به مرزها و مناطق قومی کشور بوده است ، شوکه شدم ! اولین برخوردم با سردار شوشتری در قرارگاه نجف اشرف در سال 65 بود . من به عنوان یک بسیجی رزمنده ساده و او فرمانده قرارگاه ! آن روزها از درجه های امروز فرماندهان و خدم و حشم و گماشته و رئیس دفتر خبری نبود ، مخصوصا در قرارگاهها و مناطق عملیاتی !
به همراه چند تن از دوستان دانشجو مسئول هدایت آتش یکی از گردان های عملیاتی بودیم و به خاطر جلسه هماهنگی تطبیق آتش یگانهای درگیر عملیات آن روزها در داخل خاک عراق به قرارگاه نجف اشرف رفتیم ! فرمانده وقت قرارگاه برادر شوشتری بود ، مردی بسیار آرام ، متین و استوار ! بر خلاف سایر فرماندهانی که می دیدم و معمولا در حال حرکت و عجله حرف می زدند ، برنامه می ریختند و دستور می دادند ، خیلی آرام احوال پرسی می کرد و سخن می گفت . مسئولیت تمام عملیات و هماهنگی لشگرها و گردان های مستقل اعم از پیاده و زرهی در آن عملیات با او بود ! آنجا قالیباف ، سلیمانی ، اسدی و مرتضی قربانی را هم دیدم که رفت و آمد می کردند و آماده عملیات می شدند . با ما هم احوال پرسی کرد و چند جمله گفت و رفت . از جمله اینکه گفت :”گلوله توپ و خمپاره کم داریم ! حتی یک گلوله هم نباید هدر رود . در این یکی دو روز هر چه می توانید نیروهایتان را بیشتر کنید . در این مناطق کوهستانی ، خمپاره ها و توپها باید جای نیروها عمل کنند! در محاسبه ها دقت کنید ، یادتان باشد 4= 2×2، در هیچ محاسبه ای نباید اشتباه داشته باشید “
دو سه روز بعد مجددا به قرارگاه رفتیم و این بار به خاطر پاسخگویی به کتک کاری برخی از سربازان و بسیجیان گردان ما با فرماندهانی که نامشان را در بالا آوردم . در یک سوء تفاهم دوستان ما که فرماندهان لشگرها را نمی شناختند با آنها به جر و بحث پرداخته بودند . من به همراه فرمانده گردان برای رفع و رجوع رفتیم .
انتظار برخورد تند سردار شوشتری را داشتیم ، به محض سلام و علیک شروع کرد به قاه قاه خندیدن ! و به فرمانده گردان ما ، که امروز یکی از فرماندهان مناطق غرب کشور است گفت : گردان تشکیل داده ای یا تیم کاراته ؟! به جای بروس لی ، ناصر لی تربیت کرده ای ( ناصر نام یکی از دوستان در گردان بود که ورزشهای رزمی کار کرده بود ) خلاصه با معذرت خواهی گذشت . دیگر برادر شوشتری را ندیدم تا سال 78 !
سال 78 من استاندار کردستان بودم که سردار نورعلی شوشتری به فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) منصوب شد . او جایگزین سردار احمد کاظمی شد که به فرماندهی نیروی هوائی سپاه منصوب و در آنجا به همراه دوست خوب دیگرم سردار حنیف شاهمرادی به شهادت رسید .
قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) مسئولیت مناطق شمال غرب کشور ( آذربایجان غربی ، کردستان ) را به عهده دارد . اگرچه مقر قرارگاه در ارومیه است ، هفته بعد از انتصاب ، سردار به کردستان آمد و در استانداری همدیگر را دیدیم . همان برادر شوشتری بود ! هیچ فرقی نکرده بود ! همان آرامش و طمأنینه ! به او گفتم که زیر دستش بوده ام و او فرمانده ام و هنوز هم باید مرا همان بسیجی زیر دست خود حساب کند ! و داستان ناصر لی ! را برایش بازگو کردم . به یاد آورد و کلی خندید ! از همان جا به مرتضی قربانی زنگ زد و خاطره را یادآور شد ! دو هفته بعد به قرارگاه رفتم تا به اصطلاح سیاست و امنیت را با هم هماهنگ کنیم ! دیدگاهی باز ، داشت و دغدغه اش توسعه و عمران و آبادانی بود ! تا روزی که من در کردستان بودم و او فرمانده قرارگاه ، دست در دست هم کار پیش می رفت .
سال 80 من از کردستان آمدم و دیگر او را ندیدم ، تا اینکه اوایل امسال شنیدم که مسئولیت سیستان و بلوچستان به او سپرده شده است . خوشحال شدم و به برخی از دوستان بلوچ سفارش دادم که وضعیت قطعا بهتر از گذشته خواهد شد و کمی از خصوصیات سردار شوشتری گفتم .
دیروز که خبر را شنیدم ، نمی دانستم چه بگویم ! تلویزیون کلیپی پخش می کرد که یادآور خاطره شهدا و جنگ بود که عکس شوشتری هم به آنها اضافه شده بود . او هم رفت ! دوستان دیدند که اشک هایم چگونه سرازیر بود !
اما هموطنان بلوچ که می دانند چقدر دلم برایشان می تپد ! خوب آگاهند که آنچه اتفاق افتاده است با هدف یاری آنان و در جهت منافع آنان نبوده است ! تروریستها ممکن است با پول خارجی چند جوان را فریفته باشند تا از آنان سوءاستفاده کنند ، اما بزرگان بلوچ اعم از قبایل ، مولوی ها و روشنفکران و همچنین عامه مردم بلوچ می دانند که تروریستها چه خطراتی را متوجه آنان کرده اند ! و راه صلاح و پیشرفت و عمران بلوچستان در آرامش است و دست در دست هم نهادن !
شهادت سرداران سپاه و بزرگان و مردم بلوچستان را به همه ملت ایران ، خانواده شهداء و مخصوصا به برادر بزرگوارم حجه الاسلام و المسلمین شوشتری تبریک و تسلیت می گویم !
عبدااله رمضان زاده
26/7/88
محمدتقی رمضان زاده برادر دکتر رمضان زاده آزاد شد .
عصر امروز ، محمدتقی رمضان زاده؛ برادر دکتر عبدالله رمضان زاده که در جریان مراسم ِ کمیل بازداشت شده بود ، با موافقت ِ دادستان تهران آزاد شد .
به گزارش نوروز، داور میر و محمدتقی رمضان زاده از اسرای کمیل سبز هستند که دو هفته پیش در مراسم دعای کمیل برای آزادی زندانیان سیاسی بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. با آزادی این دو نفر اسیر کمیل سبز، 18 نفر دیگر از بازداشت شدگان در این مراسم هنوز در زندان اوین به سر می برند.
آزادی میر و رمضان زاده با موافقت دادستان تهران صورت گرفته است.
جرم او چیست؟ چرا هنوز دربند است؟
نامه جمعی از شهروندان بیجار گروس به رئیس قوه قضائیه
باسمه تعالی
ریاست محترم قوه ی قضائیه جمهوری اسلامی ایران
حضرت آیت ا… لاریجانی
با اهدای سلام و احترام
کهن دیارگروس ، این مهد علم و ادب و فرهنگ و هنر ، از دیرباز خاستگاه مردانی بوده است که هریک به نوعی در حافظه ی تاریخی مردمان این مرز و بوم جاودانه مانده اند.دریادار بایندرها،امیر نظام ها،آیت ا…فاضل گروسی ها ، امیر تومان ها،آیت ا… رحمانی ها و استاد شهید نجات اللهی ها ، نیک نامانی هستند برخاسته از این آب و خاک که در عرصه های ملی و مذهبی در عصر و زمانه ی خود مصدر و منشاء خدمات ارزنده ای به ساحت دین و ملک و ملت بوده اند.و هریک به گونه ای کشور عزیز ایران را از وجود بابرکت و خدمات خالصانه ی خود بهره مند ساخته اند.
بدون تردید دکتر عبدا…رمضان زاده، این فرزند لایق و فرهیخته ی گروس نیز چونان اسلاف خود به سان ستاره ای درخشان ، آسمان علم و ادب و فرهنگ این خطه را زینت بخشیده است.گرچه هیچ حاجتی به بیان خدمات عیان و ارزنده ی رمضان زاده نیست؛ اما روا نیست این نکته نیز یادآور نشود که عملکرد این استاد برجسته ی دانشگاه در کسوت استانداری کردستان ، تصویری رحمانی از نظام جمهوری اسلامی ایران به مردم رنج دیده و رنجیده خاطر کرد نشان داد.هم او بود که حلقه ی بسته ی مدیریت را به روی افراد توانمند و فرهیختگان کرد اهل سنت گشود و اعتماد و امنیت پایدار را برای منطقه را به ارمغان آورد.اما متأسفانه همین مردم امروزه ناباورانه نظاره گر ناروایی هایی هستند که به این فرزند اندیشمند و خدوم آنان روا داشته می شود. نزدیک به پنج ماه است که همین مردمان روز خودرا با این سوال تلخ آغاز می کنند!” دکتر عبدالله رمضان زاده آزاد نشد؟” “جرم او چیست؟و چرا هنوز دربند است؟” مردم از همدیگر خبر او را می گیرند. برایش دعا می کنند و از خدای رحمان و رحیم آزادیش را می طلبند.
دیگر عنوان دکتر و پسوند رمضان زاده از نام او حذف شده است.مردمان او را عبدالله خطاب می کنند.و الحق که عبدالله، عبداللهی شایسته است.او که تمامی عمر و جوانی خود را بی مضایقه هزینه ی انقلاب و برپایی نظامی کرد که به نام الله ایجادش نمودند، پدیده ی قرنش خواندند و بنیانگذار انقلاب آن را عطیه ی الهی لقب داد.
حضور در جنگ و دفاع مقدس در قامت یک رزمنده، رنج غربت ، هجرت و تحصیل درخارج از کشور به عنوان پژوهشگر و اندیشمندی متعهد، مسئولیت خطیر استانداری کردستان به عنوان کارگزار ممتاز نظام اسلامی، سخنگویی دولتی که واضع گفتگوی تمدن ها و فرهنگ ها در عرصه ی بین الملل بود و افتخارش ارائه ی چهره ای رحمانی از اسلام و نظام به جهانیان ؛ و بالاخره تدریس در دانشگاه های ممتاز و معتبر کشور به عنوان استادی برجسته، عناوینی هستند که به عبدالله اختصاص یافت و الحق که لایق رجوع این همه خدمات شایسته بود.و با جرأت و جسارتی وصف ناپذیر به عنوان جوانمردی نیک اندیش و پرورده ی دامان انقلاب ، مایه ی مباهات گردید.و این همه نه برای خود ،که به هدف تثبیت انقلاب و برپایی نظامی بود که اساس و بنیانش بر مبانی اسلام و قرآن استوار است.حال مردم ازخود می پرسند: به راستی کدامین عناوین موجبات محکومیت وی را فراهم آورده است؟!!
عبدالله برخاسته ازخانواده ای اصیل و متدین از خطه ی گروس است.نامبرده و متعلقان ایشان لایق اشتهار به خانواده ای دینی،خداترس و معتقد به قیامت هستند که در رعایت آداب و اخلاق اسلامی مشهور،مقید و ملتزم، و به احکام و فرایض دینی پایبند. براساس شناختی دیرینه و سوابق عملکرد این خانواده،از زمان های دور تاکنون به ویژه دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی به رهبری امام خمینی برای پیشبرد انقلاب و برپایی این نظام و حفظ آن با تمام وسع و توان خود کوشیده و از هیچ تلاشی فروگذار نبوده اند.
لذا بر ما فرض است که به حکم وظیفه ی دینی و انسانی خود و نیز دفاع از آبرو، اعتبار و حیثیت مومن که هم ارز خون شهید تعبیر گردیده است، دفاع از حق دکتر عبدالله رمضان زاده، برادر مسلمانی که همه ی اعتبار او مسلمانی اوست و نیز تنویر آن مرجع محترم که در رأس دستگاه قضا قرار دارد و فردای قیامت در پیشگاه خداوند و دادگاه عدل الهی پاسخگو ، بارها و بارها به حسن رفتار،کردار و گفتار پیدا و پنهان ایشان در دفاع از دین و دیانت و ملک و ملت شهادت می دهیم و خواستار تبرئه وآزادی این فرزند برومند و آزاده ی انقلاب هستیم.
خداوند دیدگانتان را به نور حق بینا گرداند.
جمعی از شهروندان بیجار گروس
آبان 1388
مقاومت را سرسختتر زسندانم
یادداشتی از احسان هوشمند :
به بهانه پنجمین ماه یازداشت دکتر عبدالله رمضان زاده
پنج ماه از بازداشت دکترعبدالله رمضان زاده می گذرد. استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، سخنگوی سابق دولت جمهوری اسلامی و استاندار اسبق کردستان در حالی پنجمین ماه بازداشتش را طی می کند که هنوز تصویر روشنی از اتهاماتش ارایه نشده است. مشخص نیست که در ایام بازداشت چه بر وی گذشته و چگونه با او برخورد شده است؟ آیا از تمامی حقوق قانونی خود برخوردار بوده است؟ایا به وکیل دسترسی داشته است؟ ایا در هنگام دستگیری تفهیم اتهام شده است؟ ایا فرصت این را یافته تا مدارک لازم را برای دفاع از خود مهیا کند؟
چرا تاکنون در بازداشت به سر می برد؟چه مدت از دوران بازداشتش در انفرادی به سر برده است؟ایا سپری شدن این مدت طولانی در انفرادی قانونی بوده است؟چرا اکنون آزاد نمی شود؟واسا چرا بازداشت شده بود؟ایا این برخورد ها با شخصیت های سیاسی،حزبی و از همه مهم تر اساتید دانشگاه می تواند منافعی ولو اندک برای بازداشت کنندگان داشته باشد؟هزینه و فایده چنین بازداشت هایی چه بوده و چه خواهد بود؟و پرسش های بیشمار دیگری از این دست!
در روزهای پس از بازداشت گسترده نیروهای اصلاح طلب اینگونه مطرح می شد که عامل تمام حوادث قبل و پس از انتخابات این جماعت دستگیر شده هستند!؟و با بازداشت آنها ضمن برخورد با این افراد تمام ماجرا ها ختم خواهد شد؟! حتی در پخش تلویزیونی دادخواست به گونه ای طرح شد که گویا امثال رمضان زاده در یک توطئه به همراه دیگر اصلاح طلبان قرار بوده انقلاب مخملی کنند ! همچنین در ادامه چنین اطلاع رسانی شد که همه ی این افراد به تدریج و طی زحمات سخت بازجویان! به تدریج پی به خطا های خود برده و یکی پس از دیگری با اقرار به اشتباهات و خطاهای خود مسولیت اشتباهات و گناهان خود را می پذیرند؟
اینک پنج ماه از بازداشت رمضان زاده و سایر زندانیان سیاسی می گذرد در حالی که به مناسبت های مختلف هنوز شاهد ابراز نارضایتی جمع کثیری از ایرانیان در تهران و دیگر نقاط کشور به نتایج انتخابات و روند برخورد های صورت گرفته پس از آن هستیم!اجتماعات روز جمعه آخر ماه رمضان(روز قدس) و اخیرا حوادث روز 13 آبان نمونه ای از این وضعیت است. مسائلی که پی در پی در دانشگاه های کشور رخ می دهد نمونه های دیگری از ابعاد عمیق این نارضایتی هاست. در حالی که پنج ماه از بازداشت عزیزانی چون رمضان زاده،زیدآبادی،تاج زاده و دیگر بازداشتی ها می گذرد اما هنوز افکار عمومی نه تنها از دلایل این بازداشت ها آگاه نیست بلکه روزبروز وضعیت این زندانیان برای افکار عمومی به عنوان بخشی از دلایل نارضایتی از وضع موجود تعبیر و تفسیر می شود.
آری! پنج ماه از بازداشت ها می گذرد. عمر نازنین بخشی از نخبگان کشور در زندان ها سپری شدو البته ماجراهای پس از انتخابات نه تنها تمام نشد بلکه وارد مراحل تازه ای شد.اگر چه این افراد همچون رمضان زاده در تمام ایام پس از انتخابات در زندان بودند و نقشی در دعوت مردم برای ااعلام نارضایتی نداشتند، اما باز این نارضایتی نه تنها استمرار یافت بلکه این دستگیر شدگان خود در میان افکار عمومی به عنوان نمادی از دلایل تعمیق این نارضایتی ها مطرح شدند.
رمضان زاده پنجمین ماه بازداشتش را طی می کند. در این پنج ماه قهرمانانه مقاومت کرد. کمر خم نکرد. به کار نکرده اعتراف نکرد. هر چند می دانست با پایمردی اش روزگار سختی را برهمسر،مادر و فرزندان و سایر اعضای خانواده تحمیل می کند،اما باز میان رنج خود و نزدیکان و اعتراف اولی را انتخاب کرد و با صدای رسایی گفت:
کنون به مشت توام من و لیک در مشتت مقاومت را سرسخت تر زسندانم
یک کاسه انصاف
مدارای سیاسی به جای مدارای اخلاقی
1. در زمان یکی از دولتمردان چینی ، جدال سختی میان دو فرقه ی مسیحی در می گیرد . تلاش دولتمرد ِ چینی برای میانجیگری و آشتی آنان بی فایده می ماند . بناچار به کارگزارش دستور می دهد “تا وقتی که آشتی کنند ” آنها را زندانی کند . کارگزار زیر دست و باهوش ِ می پرسد با این حال باید به آنان حبس ابد داد ؟ دولتمرد ِ منصف می پذیرد مبلغان ِ دینی تا ابد آشتی نمی کنند ولذا دستور می دهد : “تا زمانی که یکدیگر را ببخشند در زندانی باقی بمانند ” . کار گزار باز هم اعتراض می کند و می گوید : اما آنها هیچگاه چنین هم نخواهند کرد و دولتمرد بناچار در حکم تخفیف داده و می گوید : “ تا زمانی که وانمود کنند یکدیگر را بخشیده اند کافی است .” *
2. دستگیری های فعالان سیاسی و مطبوعاتی پس از 22 خرداد 88 ، خارج از عرف قضایی بود . نحوه برگزاری دادگاهها و ارائه کیفرخواست ها و اعترافات نیز کارکردی غیر قضایی داشت . استرانژی اصلی برای دستگیری فعالان سیاسی یا بر اساس ” تئوری توطئه ” ، یا به خاطر “ تسویه حساب سیاسی ” و یا به منظورِ ” تضعیف اتاق فکر” صورت گرفت و البته 150 روز کافی است تا اشتباه بودن ِ این استراتژی بر همه آشکار شود .
3. مقاومت ِ زندانیان ِ سیاسی روز به روز بیشتر و کم هزینه تر می شود. اخبار بیرون و تشکیل هسته های مقاومت مردمی به داخل زندان درز کرده و زندانیان از بی خبری محض در آمده اند . از طرفی دیگر ستاد بازداشت و بازجویان به وضوح مستهلک شده است و هزینه نگهداری زندایان روز به روز بیشتر می شود . در حالی که روزهای اول اظهارات غریب ِ ابطحی و عطریان فر اندک کارکرد سیاسی و تبلیغاتی برای ستاد داشت ، این روزها ورق برگشته است . ندای هل من مبارز تاج زاده به گوش می رسد و از داخل زندان شریعتمداری را به مناظره فرامی خواند و رمضان زاده با سرو سینه ای شکسته پس از 100 روز انفرادی و بی خبری در اندک مجالی باز هم اعلام می کند تا این وضعیت برقرار باشد ، مخالف دولت است و حکایاتی از این دست …
4. نکته بسیار مهمی که گویا مغفول مانده است ، قامت بزرگ کسانی است که هم اکنون زندانی اند . کسانی چون تاج زاده ، نبوی ، رمضان زاده ، میردامادی ، امین زاده و زید آبادی و… ثابت کرده اند که در اندازه های بزرگی می توانند ظاهر شوند و قامت هیچکدام از آنان برای صدارت و وزارت کوتاه نیست . کسی در بزرگی اینان در اندیشه و عمل نمی تواند شک کند ، تا جایی که حتی یکی از آنان هم به عنوان لیدر مخالفان یک دولت کافی است .تاریخ معاصر گواهی می دهد فاصله میان کروبی و موسوی و خاتمی و نوری تا نبوی و میردامادی و رمضان زاده و تاج زاده کمتر از آن است که به چشم آید . یعنی تداوم ِ بازداشت حتی یکی از اینان می تواند ، خطری بالقوه و مخالفی قوی برای برای جمهوری اسلامی باشد .
5. معقولات و واقعیات موجود نشان می دهند که این بزرگان را نمی توان تا ابد در زندان نگه داشت ، هم چنین توقع آشتی با آنان و یا توقع ِ آشتی از آنان یک توقع بی جا و ناممکن است . حتی توقع بخشش هم نمی رود . با این شرایط تنها یک راه باقی می ماند .” مدارای سیاسی “ . یعنی کلیه زندانیان بی قید و شرط آزاد شوند و در مقابل آنان نیز “وانمود کنند ” که مخالفان خود را بخشیده اند .
برای آن که متهم به ساده اندیشی و بلاهت نشوم ، بهتر است یادآوری کنم این پیشنهاد ، پیشنهاد یک مدارای سیاسی است ونه یک مدارای اخلاقی و پرهیز از مقدمات فلسفی و تشریح ساختار استنتاجی آن هم عمدی است ! چون جایی که مبانی ایدئولوژیکی متفاوتی حاکم است ، سخن گفتن از مدارای اخلاقی منطقا ً باطل است و اساسا در باور و ساختار فعلی قدرت در ایران ، توقع برای مدارای اخلاقی اگر بلاهت نباشد ، سادگی و خوش باوری است .
هم چنین یاد آوری می کنم کسی مجبور به پذیرفتن این پیشنهاد نیست اما تاکید می کنم کسی را یارای رد این استدلال هم نیست ! به قول قدیمی ها این کارها دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد اما هر چه کم هزینه تر ، بهتر . “بزرگانی” هم که با علوم انسانی میانه ای ندارند و منطق و دانش را شیطانی می دانند ، اگر به اتفاقات سیزده آبان و “شعارها و پایین کشیدن ها ” نظری بیاندازند ، کفایت می کند .به قول بازاری های اصیل : برای رفع اختلاف ، یک کاسه انصاف کافی است .
———————
* این حکایت را ولتر نقل کرده است و گویا واقعی است و ولتر از آن به عنوان نمونه ای از مدارا نام برده است . من این حکایت را از کتابی به ترجمه ی محمد رضا نیکفر خوانده ام و متاسفانه نام کتاب و نویسنده اش را فراموش کرده ام .
نامه ای خطاب به علی لاریجانی
خانواده های زندانیان سیاسی پس از تجمع در برابر مجلس، که امروز در اعتراض به ادامه بازداشت عزیزانشان برگزار شد، طی نامه ای خطاب به علی لاریجانی، رییس قوه مقننه، پیگیر نامه قبلی خود خطاب به او شده و از رییس مجلس درخواست ملاقات کردند.
متن این نامه به شرح زیر است:
بسم رب المظلومين
يازينب يازينب
جناب آقاي دكتر علي لاريجاني
رياست محترم قوه مقننه
با سلام و احترام
صبح امروز، مورخ يازدهم آبان ماه سال يك هزار و سيصد و هشتاد و هشت هجري شمسي، برابر با چهاردهم ذي القعده يك هزار و چهارصد و سي هجري قمري، ما خانواده هاي زندانيان سياسي با اذعان به اهميت قوه مقننه يكي از سه قوه مستقل پيش بيني شده در قانون اساسي كشورمان به مقابل خانه ملت آمديم تا از نزديك صداي اعتراضمان را به همه بي عدالتي هايي كه در اين نزديك به پنج ماه اسارت قهرمانان راستين ايران، بر ما و عزيزان دربندمان رفته است، به گوش شما و نمايندگان مردم برسانيم.
امروز ما به بهارستان آمديم. به پاس قهرماني هاي پدران و مادرانمان در انقلاب مشروطه كه خواست اوليه شان ايجاد عدالتخانه، با رشادت ها و استواري ها و مبارزات اصيلشان به ايجاد مجلس شوراي ملي منجر شد. به بهارستان آمديم به ياد شليك توپ هاي استبداد محمدعلي شاهي به اين نماد حاكميت راي مردم و به شكرانه پايدار ماندن اين نهاد مردمي تا شنيده شدن صداي مدرس و مدرس ها و تا امروز كه هنوز استقلال رأي نمايندگان واقعي ملت مي تواند اميدبخش و نشاط آفرين باشد.
امروز ما در ميانه فصل خزان به بهارستان آمديم تا پيام اعتراضمان را هم به شما برسانيم و هم به مردمي كه بهارستان را و شأن و منزلت تاريخي آن را خوب مي شناسند. آمديم تا زير بارش باران پاييزي از سرماي خانه هايمان با شما سخن بگوييم و دل هايي كه اين روزها در اوج بي عدالتي هايي كه بر ما و عزيزانمان رفته است، تنها به پشتيباني هاي بخش گسترده اي از مردم كوچه و خيابان و شهروندان آگاه و مسئوليت شناس و نيز مراجع عالي مقدار و نخبگان و انديشمندان و هنرمندان و بزرگان حوزه و دانشگاه گرم است.
رياست محترم مجلس شوراي اسلامي
ما امروز بي اطلاع از تعطيلي مجلس آمديم تا از عدم پاسخگويي به نامه درخواست ملاقاتمان با شما گله كنيم . نامه اي كه ماه هاست در انتظار پاسخش نشسته ايم و پس از نامه سرگشاده جمعي از خانواده ها به حضرتعالي و نيز ملاقات آنان با يكي از نواب رئيس مجلس و اعضاي كميسيون امنيت ملي و فراكسيون خط امام (ره) و تعدادي از نمايندگان مجلس و بي نتيجه ماندن آن اقدامات، براي شما ارسال شد تا خود خانواده ها را به خانه خودشان، مجلس، دعوت كنيد و نكرديد و پيگيري هاي ما نيز براي اين ديدار ثمري نداد. همانطور كه ارسال نامه تعدادي از خانواده ها به كميسيون اصل نود نتيجه اي به دنبال نداشت. ما آمديم و در زير باران رحمت الهي به عنوان نمادي از گستره رحمت و كرامت او ايستاديم و بي صدا در طلب آزادي عزيزانمان از بند و اجراي قانون براي همه، مظلوميت خويش را نيز با شعار الله اكبر فرياد كرديم و حيفمان آمد كه شما حتي از خبر اين تجمع اعتراضي آگاه نشويد.
جناب آقاي دكتر لاريجاني
به ما مي گويند كه شما نيز چون دلسوزاني ديگر، مجدانه در پي حل و فصل نمودن قائله اي هستيد كه آفرينندگان آن با استفاده از مصونيت آهنين روزگار به خرمي مي گذرانند و ما باور كرده ايم. گفته اند نمايندگان مردم درد مردم دارند و با اندوه آنان اندوهگين و به شادي آنان شادند و ما سعي مي كنيم باور كنيم اما نمي دانيم چرا آقايان عليرغم وعده هاي مكرر اهمال نموده و هنوز گزارشي از پرونده هاي مربوطه به مجلس ارائه نكرده اند و مجلسيان چرا پرسشگر و پيگير اين مسئله نيستند؟ ما آمديم تا به نمايندگان محترم يادآورشويم چندين ماه است خانه هايي سرد و خاموش و قهرماناني دربند و خانواده هايي سرگشته و در به در كوچه و خيابانند و روند دستگيري ها چه به صورت فردي و چه گروهي و در كمال تأسف حتي با شبيخون به مراسم مذهبي و معنوي دعاي كميل به بهانه هاي واهي، ادامه دارد. شما را مباد آرام يافتن تا زماني كه پرچم حق خواهي ما را مي بينيد و فرياد تظلم ما را مي شنويد. و نديدن و نشنيدن شما اينك كه ما در مقابل ديدگان هزاران رهگذر و مسافر شهري خواسته برحقمان را اعلام كرده ايم، هرگز موجب سلب مسئوليت از شما نيست.
رياست محترم قوه مقننه
اينك ما خانواده هاي زندانيان سياسي كه خوشبختانه اتهامات و افتراها برما نيز چون عزيزان دربندمان كه جرم اصلي شان اصلاح طلبي ومنتقد بودن آنان است، قابل پذيرش نخواهد بود، هم چنان مصمم به استفاده همه ظرفيت هاي قانون اساسي كشورمان هستيم و تقاضا داريم در اسرع وقت مجالي را براي گفتگويي روياروي براي شنيدن همه سخنان ما فراهم آوريد تا بهارستان همچنان اميدبخش باشد و اين خانه،خانه ملت بماند .
من الله التوفيق و عليه التكلان
11/8/1388
جمعي از خانواده هاي زندانيان سياسي
خانواده های زندانیان سیاسی مقابل بهارستان گرد هم می آیند
خانواده های زندانیان سیاسی با صدور چهاردهمین بیانیه خود اعلام کردند که فردا دوشنبه در بهارستان تجمع خواهند کرد. به گزارش نوروز، در بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی تصریح شده است: فردا (دوشنبه) خانواده های زندانیان سیاسی مقابل بهارستان گرد هم می آیند و بی صدا فریاد می کنند: گرمی را در آغاز این فصل سرد به خانه هایمان بازگردانید.
متن کامل بیانیه شماره 14 خانوادهای زندانیان سیاسی بدین شرح است:
بسم رب المظلومین
یازینب یازینب
ما خانواده های زندانیان سیاسی روزهای سختی را می گذرانیم. روزهای بلاتکلیفی و پریشانی. روزهای بیماری خودمان، فرزندانمان و آسیب پذیری های ناشی از آلام روحی فراوانی که طی این حدود چهارماه و نیم هجوم و بی خبری و داغ شدن بازار شایعات و سهل انگاریها در سامان دادن به بی قانونی ها و یا اصرار بر دامان زدن به این التهابات و بی توجهی به درخواست های حقوقی ما و عزیزانمان، برایمان فراهم شده است. ما هم پای عزیزان دربندمان از همه این بی عدالتی ها رنج می کشیم و منتظر بیداری و اقدامات فوری مدعیان حقوق بشر اسلامی هستیم تا عذر خطاها را بخواهند و جبران مافات کنند. و تا آن زمان برای استقامت و پایداری خودمان و عزیزانمان از درگاه حضرت حق استعانت می جوییم و از مردم مومن و آگاهمان همچون گذشته، طلب دعای خیر داریم.
درد و رنج خانواده زندانی سیاسی را تنها کسانی به واقع درک می کنند که خود شرایط مشابه را تجربه کرده باشند و در میان مسئولین فعلی این عده کم شمار نیستند. هرچند انتظار ما این بوده و هست که لااقل شاهد ابراز هم دردی آنان باشیم اما انگار جز عده محدودی اهل مروت و وفا الباقی مصلحت ندیشی پیشه کرده اند. اما هم دلی و همراهی هم وطنان عزیز و مهربان و مراجع بزرگواری که مستقیم و غیرمستقیم پیام های مهرآمیزشان موجب قوت قلب ما بوده و هست و بزرگان و اندیشمندان و آزادگان همراه دراحزاب و گروه ها و اصناف گوناگون که هم دردی هایشان پشتیبانمان بوده است، ما را در راه حقمان استوارتر کرده است.
اینک که هنوز همه وکلای تعیینی موفق به دیدار با موکلینشان و قرائت پرونده های آنان نشده اند و نوعی بازدارندگی مرموز و غیرشفاف این حق قانونی و ابزار حقوقی را از بی گناهان دربند سلب نموده است و تأخیر در وعده آزادی عزیزانی که پیش تر ها خانواده هایشان منتظر رهایی شان بوده اند و این خلف وعده های مکرر موجب دست یازیدن به شیوه های نامتعارف چون اعتصاب غذا توسط آنان شده است، بر خود واجب می دانیم که بار دیگر با تجمعی آرام و این بار در مقابل خانه خودمان، خانه ملت که بیش از یکصد سال پیش پدران و مادرانمان برای مقابله با ظلم زورمداران، تمنای آن کردند و با پیروزی نهضت مشروطیت بدان دست یافتند، صدای اعتراضمان را به وضعیت موجود به نمایندگان مردم می رسانیم. با این امید که استقلال قوا بهانه ای برای عدم پاسخگویی مسئولین قوه قضائیه به سوالات پی در پی ما نباشد.
ما آزادی فرزندانمان را می خواهیم. آزادی همسرانمان را. آزادی پدران و مادرانمان را. یک روز جدایی از آن ها حقی است که مسئولین نظام اسلامی از ما سلب کرده اند و ما این حق مسلم خود را تنها موکول به آخرت نمی کنیم که دین اسلام، دین خاتم، پاسخ گوی حق و نیاز امروز است و ما نیاز امروزمان را همین امروز مطالبه می کنیم. فردا خانواده های زندانیان سیاسی مقابل بهارستان گرد هم می آیند و بی صدا فریاد می کنند که : گرمی را در آغاز این فصل سرد به خانه هایمان بازگردانید
صدور كيفر خواست انفرادي براي عبدالله رمضان زاده
وكيل مدافع عبدالله رمضان زاده قائم مقام حزب مشاركت از صدور كيفر خواست انفرادي براي عبدالله رمضان زاده خبر داد.
عباس شيري وكيل مدافع عبدالله رمضان زاده قائم مقام حزب مشاركت در گفت و گو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري فارس در خصوص آخرين وضعيت موكل خود گفت: كيفرخواست انفرادي عبدالله رمضان زاده صادر شده است اما مشخص نيست كه دادگاه رسيدگي به اتهامات وي چه زماني برگزار ميشود.
وي از احتمال برگزاري دادگاه رسيدگي به اتهامات رمضانزاده طي هفته هاي آينده خبرداد.
وكيل مدافع رمضان زاده با اشاره به اينكه با تبديل قرار بازداشت رمضانزاده به وثيقه موافقت نشده است، اظهار داشت: با اين تبديل قرار موافقت نشده ولي رمضان زاده با خانواده خود ديدارهاي منظم و مستمري دارد كه آخرين ديدار وي با خانواده خود پنجشنبه گذشته بود
اعتراض ،تجمع ، تحصن ، اعتصاب ، شکایت
ما از این مملکت بیرون نمیریم . این مملکت مال ماست . هر کی بخواد مملکت را بفروشه، جلوش میایستیم. دوستانمون روهم تنها نمیذاریم . اگه لازم باشه، همه مون میریم زندان.توی همه این آدمای قدر قدرتی که دارن میگیرن و دستگیر میکنن و تیراندازی میکنن ، یک نفر پیدا نمیشه که بگه به کدوم دلیل این بچهها را گرفتن؟ فقط میخوان بترسونن . ارتباطات را دارن قطع میکنن… همه جا را دارن به باد میدن. خوب باید یک عده را هم بگیرن . خوب اگر یک حکومت داره یک چیزو به خارجی واگذار میکنه ، نتونه چهار تا دانشجو را بگیره ، چهار تا فعال سیاسی را بگیره، چه جوری اسم خودشو میذاره حکومت؟ما وجه المصالحه شدیم ! دوستان ما را ، اگر ما بترسیم ، آزاد نمیکنن . بایستیم . اختلافات را کنار بذاریم . مثال برشت را یادتون باشه که : اول کمونیست را میگیرن ، بعد یهودیا را میگیرن ، بعد لیبرالها ، بعد میان ما را میگیرن . ما باید روی یک نقطه تکیه بکنیم . هر کس در این مملکت فعالیت سیاسیِ قانونیِ مسالمتآمیز ، میکنه حق آزادی فعالیت سیاسی داره و هر کس ، مخالف این رفتار عمل میکنه ، مستبد هست.
(عبدالله رمضان زاده ، قبل از دستگیری ، تیرماه 86 )
خانواده های زندانیان سیاسی
تجمع مسالمت آميز ما
در تاريخ ششم آبان ماه
براي دريافت پاسخ، اولين اقدام ما خواهد بود كه باهدف اتمام حجت براي آزادي عزيزانمان انجام خواهد شد. و اگر مسوولين همچنان تظاهر به نديدن ما و نشنيدن پياممان كه تاكنون هم گوش فلك را كر كرده است، بنمايند و به رويه هاي پيشين ادامه دهند، در گام بعدي دست به تحصن خواهيم زد كه در زمان خود مكان آن را اعلام خواهيم كرد و اگر باز هم نتيجه اي نگرفتيم دست به اعتصاب غذاي دسته جمعي مي زنيم تا آنانكه قدرت؛ چشم و گوش شان را بسته است شايد به خود آيند و همزمان در صورت بي پاسخ ماندن اعتراضات شكايت به نهادهاي حقوق بشري و كيفري بين المللي قرار خواهيم برد.
تظلم خواهی خانواده های زندانیان سیاسی نزد علما و مراجع عظام
خانواده های فعالان سیاسی اصلاح طلب که از پس از کودتای انتخاباتی 22 خرداد در حبس به سر می برند، طی نامه ای خطاب به مراجع عظام آنها را در جریان طلم هایی که تاکنون بر این خانواده ها و عزیزان دربندشان روا شده است، قرار دادند. به گزارش نوروز، خانواده های زندانیان سیاسی پیش از این نیز دیدارهایی با مراجع داشته اند. آنها همچنین در آخرین اقدمات خود جهت رهایی عزیزان دربندشان، طی بیانیه ای اعلام کردند که روز چهارشنبه ششم ابان ماه تجمع مسالمت آمیز برگزار خواهند کرد. متن کامل نامه تظلم خواهی خانواده های زندانیان سیاسی به مراجع عظام را بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحيم
«لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم »
محضر مبارك علماءاعلام و مراجع عظام دامت ظلهم العالي
با سلام و تحيت
روز 23 خردادماه امسال كه مي توانست مانند بسياري از مقاطع تاريخ انقلاب سي ساله اسلاميمان براي ملت ايران باشكوه و خاطره انگيز باشد، با ظلم بيّن و آشكاري كه توسط صاحبان قدرت بر معترضان مسالمت جوي به اعلام نتيجه انتخابات رفت، بر مردم تلخ شد و متأسفانه با بي توجهي به نصايح دلسوزان، بي تدبيري مسئولان و اقدامات ناصواب بعدي و تخلفات قانوني و حقوقي در مسير رسيدگي به پرونده ها كه متأثر از فتنه انگيزي ها و آشوب طلبي هاي جريان تندرو موجود در جناح اصولگراست، اين تلخ كامي را مداومت بخشيد.
آقايان مراجع عالي مقام و علماي بزرگوار و مستقل و وارسته جهان اسلام
ما خانواده هاي زندانيان سياسي، بيش از چهارماه است كه عزيزترين عزيزانمان به بهانه هاي واهي دربند، جگرگوشگانمان در تمناي پدر و يا حتي مادر و خواهر و برادر، پدران و مادرانمان رنجور و بي تاب هجران فرزند، ساير بستگان و وابستگانمان نالان از جفايي كه بر بهترين ياران امام و انقلاب رفته و همه دوستان و آشنايانمان انگشت تحير بر دهان مانده اند كه آيا پاداش سي سال خدمت صادقانه خدمتگزاران انقلاب و ايران عزيز تنها به جرم گرم كردن تنور انتخاباتي كه قرار بود عادلانه و آزاد باشد و به جرم نقد منصفانه، بند و حصر است و محروم شدن از حقوقي شرعي و انساني شان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بيش از چهارماه است كه زنان و دختران مؤمنه و متدين مسير خانه تا زندان، زندان تا دادسرا و دادسرا تا دادگاه را در تمناي رسيدن به حق طي مي كنند و اميدشان به عدالت علوي است كه بايد در محكمه هاي كشور اسلامي مان زبانزد جهانيان باشد اما مع الاسف شامگاه نااميد و رنجور و افسرده به خانه تهي از عزيزانشان بازمي گردند و در برابر شماتت بيگانگان باز هم تحمل و بردباري پيشه مي كنند.
بيش از چهارماه است كه كرامت انساني ما بندگان خدا كه نه ادعاي خلوص مطلق داريم نه تقرب مقربين و نه قرار داشتن در مقام هاي عالي معنوي بلكه فقط خود را تنها بنده خداپرستي معرفي مي كنيم كه شيوه عبادتمان همانند چوپان زمان موسي(ع) از سر صدق و صفاست و خدايمان را همان گونه كه خود درك كرده ايم ستايش مي كنيم و در مقام عبوديت كسي را با او شريك نمي گيريم و با دوري از شرك و نفاق و سالوس و ريا و تظاهر به مسلماني، نور ايمان را در دل مي پروريم و از اين ابايي نداريم كه مدعيان دروغين مسلماني ايمانمان را به سخره بگيرند و نمازمان را و جماعتمان را و دعايمان را و ندبه و استغاثه مان را به رأي خويش تفسير كنند و بر مراسم دعايمان هجوم آوردند و به جرم من لي غيرك گفتن دستبند بر دست هايمان بزنند و هرگونه بي حرمتي در حق ما را كه خوشبختانه از دايره تنگ مسلماني تعبيرشده توسط آنان خارجيم، عين صواب و مستلزم پاداش بدانند.
خداي را شاكريم كه نورش را در دل ما تابانده تا صف خود را از صف آنان جدا كنيم. خداي را شاكريم. هم او كه خود بهترين نگاهبان دينش است و از نگاهبانان متحجر خشك مغز جاهل و ظالم بي نياز است. هم او كه درياي رحمت و كرمش همه بني بشر را از رنگ ها و نژادها و فرق و شعبه هاي مختلف در برمي گيرد و ملاك برتري بندگان نزد او فقط و فقط تقواست.هم او كه ستارالعيوب است و غفارالذنوب و مكرش بهترين مكرها و دستش بالاي همه دست ها.
آقايان علماي آگاه و مراجع مستقل و والا شأن
اينك ما خانواده هاي زندانيان سياسي در ادامه مكاتبات و ارسال نامه هاي سرگشاده و ملاقات ها و تماس هاي غيرحضوري ديگرمان با شما، به استحضار مي رسانيم كه تلاش هاي مجدانه و تظلم مان تا هم اينك هيچ ثمري نداده و آزادگان بي گناهمان با پرونده هايي پاك و مبرّا از كليه تهمت هاي وارده كه عمدتا زاييده اذهان بيمار دسيسه چينان كه مصداق بارز وسواسان خنّاس هستند، بوده است، هم چنان از بديهي ترين حقشان كه همانا آزادي است، محرومند و اين محروميت نه تنها خودشان بلكه زندگي و هستي ما و همه اعضاي خانواده هايمان را دستخوش بليه و مصيبت كرده است.
لذا ما بيش از اين سكوت و نظاره گري را كه خلاف آموزه هاي ديني ماست كه گناه انظلام بيش از ظلم است، جايز ندانسته با استعانت به درگاه حضرت دوست كه بيش از همه از درد دل ما و اضطرار ما آگاه است، به طور دسته جمعي پاي در ميدان عمل خواهيم گذاشت. تجمع آرام براي رساندن پيام حقمان اتمام حجت ديگري است با مسئوليني كه از حق عدول كرده از بيت المال مسلمين ارتزاق كردند وحقوق آنان را نپرداختند. گام بعدي ما تحصن است در مكاني ايمن كه جانمان از حمله و هجوم آنان كه حقوق مي گيرند تا امنيت را به خانه هاي ما بياورند، مصون بماند و پس از آن براساس تصميم جمعي دست به اعتصاب غذا خواهيم زد. هرچند كه تا هم اينك نيز آب خوش از گلويمان پايين نرفته و خواب راحت برما حرام شده است.
بي شك مسئوليت هرگونه مشكلي كه براي سلامت جسم و روح و روان ما، فرزندانمان و كليه بستگانمان كه در اين راه همراهي مان مي كنند، پيش آيد، بر عهده مسئولين نظام است و حالا كه مسئولين ما در جمهوري اسلامي (كه به تعبير حضرت امام نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد مي توانست ضامن حقوقمان باشد و متاسفانه با شيطنت ها و شعبده هاي مخالفان و معارضان تاريخي ايشان يعني همان نااهلان و نامحرمان به تعبير بزرگان و دلسوزان انقلاب، به انحراف افتاد ) به درجه اي رسيده اند كه به تعبير آيه شريفه قرآن گويي مهر بر دل ها و گوش و چشمشان زده شده و هيچگونه نصيحتي بر آنان اثر نمي كند، از شما بزرگواران در آستانه ولادت رضاي آل محمد(ص) طلب دعاي خير و مداومت در راه حق و صراط مستقيم داريم و دردمندانه اعلام مي كنيم تا زماني كه عزيزانمان به كانون گرم خانواده بازنگردند، عيد نداريم و به تعبير امام راحل عيد ما روزي است كه از ظلم آثاري نباشد.
والسلام من اتبع الهدي
خانواده هاي زندانيان سياسي
تجمع اعتراض آمیز خانواده هاي زندانيان سياسي
خانواده های زندانیان سیاسی با صدور بیانیه ای اعلام کردند که روز 4شنبه، ششم آبان ماه در اعتراض به ادامه بازداشت عزیزان خود تجمع اعتراض آمیز برگزار خواهند کرد.
به گزارش نوروز، در بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی تاکید شده است که در صورت بی توجهی مسئولان به اعتراضات آنها و عدم رسیدگی به وضعیت عزیزان دربندشان اقدامات بعدی آنها تحصن و اعتصاب غذای دسته جمعی خواهد بود.
متن بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی به شرح زیر است:

بسم رب المظلومين
بیش از چهارماه از اسارت فرزندان مظلوم این دیار می گذرد. عزیزان ما در بازداشتگاه های وزارت اطلاعات دولت بعد از نهم و یا دربند سپاه هستند که به دستور شورایعالی امنیت ملی که رئیس آن احمدی نژاد است که خود طرف مناقشه اصلاح طلبان می باشد. در اين چهارماه كوشش كرده اند با پرونده سازي و اتهام زدن و اخذ اعترافات به روش استاليني به عمل خود وجهه قضايي بدهند. اغلب كساني كه در اسارتند يا خانواده شهيد يا جانباز جنگ و يا هم جانباز و هم خانواده شهيد و يا از فرزندان انديشمند، خدوم و پر تلاش انقلاب اسلامي اند. اغلب آنان كساني هستند كه ساليان سال را در مبارزه براي استقرار نظام جمهوري اسلامي با آرمان آزادي و استقلال و پيوند اسلاميت و جمهوريت مبارزه كرده اند.آنان از عاشقان خاندان اهل بيت (ع) بوده اند. هميشه نگران سلطه اقتدارگرايان بوده و از افتادن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيم داشته اند. و همين احساس خطر، آگاه و بيدار در صحنه نگاهشان داشته است.
امروز آنان در زندانند و خانواده هايشان به شدت تحت انواع فشارها قرار دارند و نمونه اخير آن تهاجم و دستگيري دسته جمعي شركت كنندگان در مراسم دعاي كميل در منزل يكي از اعضاي جوان جبهه مشاركت ايران اسلامي بود كه اكثر آنان را بستگان و دوستان او و خانواده هاي زندانيان سياسي تشكيل مي دادند.
متأسفيم كه مي بينيم اگر زينب كبري(س) پس از حادثه خونبار كربلا به اسارت رفت و در كاخ يزيد در برابر او و سپاهش به يزيد تاخت و خطبه تاريخي اش را خواند اما يزيديان حق فرياد و اعتراض را از او نگرفتند اما امروز در ايران همسران و فرزندان اسراي اصلاحات كه براي تسلاي خويش گرد هم مي آيند تا با دعاي كميل كه يادگار امام علي (َع) است به درگاه خداوند و اهل بيت او متوسل شوند مورد هجوم ماموران امنيتي قرار مي گيرند و به اسارت مي روند. اين رفتار سياه در ادامه فشارها و شكنجه روحي و رواني بر اسراي اصلاحات و فشارهاي وارده برخانواده هاي مظلوم آنان و قانون شكني هايي است كه نشان مي دهد گروه حاكم حتي به قوانين خود هم اعتنايي ندارد و بر ما آشكار شده است كه ديگر به اين گروه اميدي نمي توان بست.
متاسفيم كه بايد بگوييم در اين چهارماه كه هر روزش چون سالي برما و عزيزان دربندمان گذشته است همه راههاي قضايي و حقوقي را رفته ايم و امروز دريافته ايم كه كانون اصلي تصميم گيري در بيرون از قوه قضائيه است. علاوه بر دهها مراجعه بي ثمر به دستگاه قضايي و امروز و فردا كردن ها وبه اين مرجع و آن مرجع پاس داده شدن ها و اقدامات ديگر از جمله ديدار با ديگر مسوولان و علما و مراجع و انتشار نامه هاي سر گشاده و صدور بيانيه را به انجام رسانديم و نتيجه اي نگرفتيم اين در حالي است كه خانواده ها از اطلاع رساني و گفت و گو منع مي شوند اما با توجه به محدوديت رسانه اي ؛ ما همچنان عكس العمل در مقابل ظلم و اطلاع رساني در مورد عزيزانمان را وظيفه خود مي دانيم. امروز كه ما از دادخواهي كه طبق قانون اساسي و شرع حق شهروندان است مايوس شده ايم، حجت بر ما ومسئولين تمام است و لذا خود را با تمام توان و قوا براي هر رنج و سختي در اقدامات بعدي، مهيا كرده ايم .
در اين مرحله ضمن اعتراض به احكام سنگيني سياسي و ناعادلانه براي تعدادي از مديران و خدمتگزاران و جوانان متدين و تلاشگر اصلاح طلب و نيز ادامه دستگيري ها و بحراني تر كردن شرايط ، كمترين مطالبه مان كه از حقوق اوليه ما به شمار مي رود، خروج بازداشت شدگان از بلاتكليفي و آزادي آنها و تبديل قرار بازداشت ها و نيز پايان بخشيدن به روند كند رسيدگي به پرونده آزادگان دربند، اعلام مي كنيم با توجه به اينكه طبق قانون احياي دادسراها در صورتيكه بازداشت متهم چهارماه به طول انجاميد و براي متهم تعيين تكليف نشد دادسرا موظف است متهم را آزاد كند ؛ در حال حاضر بيش از چهارماه از بازداشت اغلب عزيزان ما مي گذرد اما اراده هاي فراقانوني مانع از آزادي آنان مي شوند. لذا ما ضمن تمناي امنيت و آرامش براي كشور چون گذشته بيش از اين اجازه سوء استفاده از آرامش و متانت خود را به زياده خواهان اقتدارگرا نمي دهيم تا آنان بتوانند همچنان بر فشار هاي غيرقانوني و غير حقوقي خود ادامه دهند و به حكم آيه شريفه«لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ .نساء/148» و به حكم دين مقدس اسلام انظلام را حرام و تظلم را تكليف شرعي خود مي دانيم واقدامات بعدي خود را آغاز خواهيم كرد.
تجمع مسالمت آميز ما در تاريخ ششم آبان ماه براي دريافت پاسخ، اولين اقدام ما خواهد بود كه باهدف اتمام حجت براي آزادي عزيزانمان انجام خواهد شد. و اگر مسوولين همچنان تظاهر به نديدن ما و نشنيدن پياممان كه تاكنون هم گوش فلك را كر كرده است، بنمايند و به رويه هاي پيشين ادامه دهند، در گام بعدي دست به تحصن خواهيم زد كه در زمان خود مكان آن را اعلام خواهيم كرد و اگر باز هم نتيجه اي نگرفتيم دست به اعتصاب غذاي دسته جمعي مي زنيم تا آنانكه قدرت؛ چشم و گوش شان را بسته است شايد به خود آيند و همزمان در صورت بي پاسخ ماندن اعتراضات شكايت به نهادهاي حقوق بشري و كيفري بين المللي قرار خواهيم برد. گام هاي بعدي ما در موقع خود اعلام خواهيم شد و بدين وسيله اعلام مي كنيم كه تا تمكين زورگويان بي مروت و انصاف به رهايي آزادگان دربندمان از پاي نخواهيم نشست. تا سرنوشت خود را به دست خود تغيير دهيم و تأييدش را از حضرت حق تمنا كنيم كه « ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم»
برادر رمضان زاده و برادر کریم زاده در اوین
از میان بازداشت شدگان مراسم دعای کمیل که پنج شنبه شب برای آزادی زندانیان سیاسی برگزار شده بود، 19 نفر هنوز در بازداشت هستند. به گزارش نوروز، این 19 نفر از بازداشتگاه موقت به زندان اوین منتقل شده اند.
اسامی آنها بدین شرح است:
1- میثم وره چهر، عضو شاخه دانشجویی جبهه مشارکت
2- محمدحسن خوربک، عضو شاخه دانشجویی جبهه مشارکت
3- اسماعیل صحابه، عضو شاخه دانشجویی جبهه مشارکت
4- تقی رمضان زاده، برادر عبدالله رمضان زاده
5- شیرکوند، پسر سعید شیرکوند
6- سعید نورمحمدی، عضو شاخه جبهه مشارکت
7- داور میر، رئیس کمیته روستایی ستاد مهندس موسوی و نائب رئیس جبهه مشارکت کرج
8- عطا تهرانچی
9- سعید قریشی
10- ایمان میراب زاده
11- امید میراب زاده
12- اشکان مجللی
13- محمد کیانوش راد
14- محمد شکوهی
15- کریم زاده، برادر همسر عبدالله رمضان زاده
16- هادی حیدری
17- امین شیرزاد
18- مهدیه مینوی
19- محبوبه حقیقی
یادآور می شود، در هجوم نیروهای امنیتی به مراسم دعای کمیل که در منزل پدر همسر شهاب طباطبایی، عضو در بند شورای مرکزی جبهه مشارکت برگزار شده بود، 71 نفر از مردم مومن که در مراسم دعا حضور داشتند، بازداشت شدند.
همسر رمضان زاده آزاد شد
طبق آخرین اخبار رسیده ، همسر دکتر رمضان زاده آزاد شد اما برادر ایشان به همراه تعدادی دیگر از بازداشت شدگان دعای کمیل به اوین انتقال یافت .
به گزارش سایت نوروز ، عدادی از دستگیر شدگان مراسم دعای کمیل شب گذشته، به زندان اوین منتقل شدند. از جمله این افراد می توان به دکتر محمد کیانوش راد، سعید نورمحمدی، هادی حیدری، محمدحسین خوربک، اسماعیل صحابه، میثم وره چهر، محبوبه حقیقی، محمدامین شیرزاد، ایمان میراب زاده و برادر عبدالله رمضانزاده اشاره کرد.
به گزارش نوروز، همچنین زهرا مجردی و علی میردامادی؛ همسر و فرزند دبیرکل دربند جبهه مشارکت، سکینه رحیم زاده؛ همسر عبدالله رمضان زاده، نسیم چالاکی؛ همسر میثم وره چهر، سمیه مهرجو و پویا ع، نسرین اکبری و محدثه مهیمنی؛ همسر و دختر هاشم مهیمنی مدیرکل وزارت کشور و استاندار گلستان در دولت اصلاحات و ساره عظیمی همسر مهدی شیرزاد، فرزانه قاسمی، یاسر معصومی آخرین آزاد شدگان مراسم دیشب هستند.
بنا به گفته یکی از زنان آزاد شده، علاوه بر محبوبه حقیقی، 2نفر دیگر از زنان نیز به اوین منتقل شدند. او که ساعتی پیش آزاد شده به نوروز گفت که مکان نگهداری آنها در خیابان پاستور نبود، بلکه طاهرا ساختمانی در چهارراه ولیعصر و پشت بازار رضا بوده است. وی همچنین گفت که 28 زن تمام این مدت را در اتاقی تقریبا 12 متری به سر برده اند. به گفته او تعداد بازداشتی ها 68 نفر است.
وی همچنین گفت که اکثر زنان بازداشتی آزاد شده اند.
هتک حرمت به همسران ِرمضانزاده و میردامادی
فخر السادات محتشمی پور ، همسر سید مصطفی تاج زاده ، از هتک حرمت ِ همسران ِ دکتر رمضان زاده و دکتر میر دامادی خبر داد .
فخرالسادات محتشمیپور در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، در این خصوص جزئیات این واقعه گفت:« بر اساس پیگیریهایی که تاکنون انجام دادهایم زنان و دختران دستگیر شده در این مراسم به ساختمانی در خیابان پاستور منتقل شدهاند.»
وی ادامه داد:« در میان دستگیر شدگان، خانم برادر آقای رمضانزاده، همسر آقای میهمنی و دخترشان، پسر آقای شیرکوند و ریحانه طارمی برادرزاده آقای حسین طارمی که در دفتر رهبری مشغول به فعالیت هستند حضور دارند.»
این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت افزود:«برخی از بازداشتشدگان اجازه تماس با خانوادههایشان را پیدا کردهاند ولی اکثریت آنها خیر، ضمن آنکه پدر و مادر ریحانه طارمی خارج از کشور به سر میبرند و خواهر ایشان که دچار بیماری قلبی تنها در منزل هستند چشم انتظار ایشان هستند و ما به شدت نگران وضعیت خواهرشان هستیم.»
همسر مصطفی تاجزاده تصریح کرد:« خانوادههای بازداشتشدگان با توجه به نوع حمله به این مراسم و هتک حرمتهای صورت گرفته به شدت نگران عزیزانشان هستند و امیدواریم که مسئولان اجازه دهند تا دستگیرشدگان در تماس با خانوادههایشان حداقل خبر زنده بودن خود را به آنها بدهند.»
وی یادآور شد:« گفته شده است که این دستگیریها به دستور و با حکم دادستان بوده و اعلام کردند که این جلسه دعای کمیل نبوده بلکه جلسهای برای برنامهریزی توطئه برای سیزده آبان بوده است.»
محتشمیپور ادامه داد:«نکته جالب اینجاست که هنگامی ماموران به این مراسم دعا حمله کردند که چراغها خاموش بوده و دعا به نقطه اوج خود رسیده بود و با ذکر یا غیاث المستغیثین، حاضران در حال بیان حاجات خود و ویژه دعا برای آزادی زندانیان سیاسی بودند.»
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت همچنین اظهار داشت:« بر اساس اخبار رسیده به ما متاسفانه بیحرمتی و هتک حرمت زیادی نسبت به حاضران و بخصوص همسران آقایان میردامادی و رمضانزاده انجام شده و جای تاسف بسیار است که شاهدیم در یک مراسم دعا مردم عادی، فعالان سیاسی، همسران شهدا و جانبازان و ایثارگران و حتی معلمان قرآن همانند خانم زهرا مجردی و فریده ماشینی که از پژوهگشران قرآنی هستند را بدین صورت دستگیر میکنند، در مدت حضور ماموران در خانه با توجه به پیشبینی جمعیت کمی که آنها داشتند در فاصله اضافه شدن ونهای دیگر به ون پیشبینی شده حتی اجازه دستشویی رفتن نیز به حاضران داده نشد و بعد همگی با دستبند به ونها منتقل شدند.»
وی تاکید کرد:«بسیار باعث تاسف است که در یک مجلس قرآنی حاضرانی را که برای تسلی دادن به خانواده فردی که حکم ناحقی در موردش داده شده حاضر شدهاند را اینچنین دستگیر میکنند و علیرغم آنکه در آنجا گفته شد که تا دو ساعت دیگر همگی آزاد میشوند خانوادههای بازداشتشدگان را در بیخبری گذاشتهاند.»
محتشمیپور افزود:« هر چند که گفته شده این دستگیریهای فلهای و کور که هیچ ادله و سندی پشت آن وجود ندارد به دستور دادستانی صورت گرفته ولی این موضوع برای ما به عنوان خانوادههای زندانیان سیاسی که در این مدت دادستان را فردی آزاد و دارای استقلال رای دیدهایم قابل باور نیست و احتمال میدهیم که این کار فتنهگرانی باشد که دوست دارند جامعه در التهاب به سر ببرد، چرا که حیاتشان از همین فتنهگریهاست.»
وی خاطر نشان کرد:« با توجه به تغییرات ایجاد شده در قوه قضائیه ما بعید میدانیم این دستگیریها به حکم دادستان صورت گرفته شده باشد، مگر آنکه به صورت رسمی اعلام شود.»




